نایب رئیس (بهشتی) : آقای رشیدیان 5 دقیقه از وقت جناب عالی باقی است شما فقط 5 دقیقه می توانید صحبت کنید بفرمائید.

رشیدیان : بسم الله الرحمن الرحیم. من معتقدم که باید آن آیاتی که به صورت اصل یا امر یا نهی یا تکلیف در قرآن آمده است به عنوان اصل کلی در قانون اساسی آورده شود و بعد در ذیل آن، مصادیق هم تا حدودی که امکان دارد، ذکر شود تا راه گم نشود. به هر حال هر اصلی را که در قانون اساسی عنوان می کنیم باید به وسیله آیات قرآن و یا حدیث تضمین شود. یک مسأله دیگر که من عرض می کنم این است که زمان بررسی قانون اساسی محدود نباشد و نامحدود هم نباشد تا مثل کشورهای دیگر نشود که رفتند انقلاب کنند دچار تحجر و مصیبت شدند و سال های سال طول کشید و اخلال کردند بلکه با همین خلوص نیت و الحمدلله که خلوص نیت با وجود این علما و فضلاء و فقها حاصل است و امیدواریم کار کشورهای دیگر که وقتی که خواستند قانون اساسی بنویسند به قدری طول کشید که موفق نشدند، اصلا به ذهن ها خطور نکند. مساله این است که چون ما داریم سرنوشت آینده را تعیین می کنیم و حتی ملت ها و کشورهائی که در حال انقلاب هستند احتمالا از این قانون استفاده خواهند کرد و یک الگو خواهد شد باید دقت و وقت بیشتری صرف کنیم و یک مساله دیگر که شاید ارتباط با قانون مدنی داشته باشد، ولی فکر می کنم باید یک مقدار از وظیفه دولت اسلامی آینده ای را که روی کار خواهد آمد، این مجلس خبرگان تعیین کند، به عنوان مثال، مثلا چهره طاغوتی شهرها و چهره شرک آلود ملت را تا آن جا که امکان دارد از بین ببرد یکی مثلا شمالی و جنوبی بودن شهرها است دیگر این که باید برای مستضعفین مسکن فراهم شود همان طور که امام هم این ضرورت را احساس کرده اند فرمان می دهند و به قول آن دوست من این دست گدائی نیست این دست برادری و برابر کردن جامعه است و فی امواله حق للسائل و المحروم و برای محرومین حقی است، نه این که گدائی کند بلکه حق اوست بنابراین من معتقدم که باید یک وظایفی برای دولت تعیین شود. مساله دیگر رسیدگی به ثروت هائی است که روشن نیست از کجا آورده اند این شرکت ها و مؤسسات خصوصی تا وجود دارند سؤال و اعتراض و خشم و عقده ها و ریشه های فساد هم هست و باید تکلیف این ها به صورت انقلابی معلوم بشود و اگر مجلس خبرگان نتواند این کار را بکند. مجلس شورای ملی احتمالا سال ها آن را به تاخیر می اندازد، باید به این مساله رسیدگی شود. یک مساله دیگر که باید در قانون اساسی گنجانده شود، آموزش و پرورش است که گفته شد دوره ابتدائی باید مجانی باشد باید این را منوط کنیم به قدرت دولت که تا آن جا که در ید قدرت دولت جمهوری اسلامی هست آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت و حتی رشد استعدادها و به اصطلاح نیروهای انسانی را در جهت شکوفائی این استعدادها رشد بدهد و در حدیث و اخبار هم در این زمینه هست «طلب العلم فریضه علی کل مسلم» یا «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» این ها مسائلی است که نشان می دهد تعلیم و تربیت در حد قدرت و هم چنین در مسائل اقتصادی و حتی یک جامعه...
نایب رئیس (بهشتی) : وقت شما تمام است.
رشیدیان : یک جمله عرض می کنم و تمام می کنم. در مسائل اقتصادی من عقیده ام این است که اصول کلی اقتصادی و حتی بعضی از جزئیات به وسیله کارشناسان اقتصادی اسلامی و کمک فقها در قانون اساسی اسلامی به زبان ساده آورده شوند تا همه بفهمند و آن عوام و آن زحمت کش و یا کارگر بتواند با این ابزار و قدرتی که قانون اساسی به دست او می دهد در آینده حق خودش را مطالبه کند و رشد فکری را به وسیله وسائل ارتباط جمعی که ضمانت اجرائی قانون اساسی است بیان و ظاهر کندچون اگر رشد فکری نباشد هر قانون اساسی ولو هر قدر هم عالی و ایده آل باشد در بوته فراموشی خواهد افتاد .

نایب رییس : آقای رحمانی بفرمایید .

حسین علی رحمانی : بسمه تعالی با اجازه از ریاست محترم و نمایندگان ، در این موقعیت خطیر لازم می داند عرایض ذیل به استحضار برسد : حوادث مناطق کرد نشین که در این روزها در شهرهای پاوه و سنندج به وقوع پیوست در خور کمال تاسف است . از دولت تقاضا دارد با قاطعیت رفتار و قوای انتظامی را موظف نماید که پوشش دفاعی خود را در منطقه افزایش دهد . اطمینان دارد مردم غیور و مسلمان کردستان برای حفظ امنیت منطقه همکاری های لازم معمول خواهند داشت و در صورت لزوم در برابر توطیه گران و عمال سر سپرده استعمار نهایت تلاش را به عمل می آورند . از نقش موثر و انقلابی امام در مورد سرکوبی یاغیان ضد خلق و جنایت کاران مارک دار که موجب اعاده امنیت منطقه گردیده تجلیل و استقبال می شود . ضمنا اطمینان دارد با انطباق کامل قانون اساسی با دین مترقی جاودانی اسلام حقوق تمام قشرهای محروم کشور در سطحی عالی رعایت خواهد شد تا عموم ملت ایران با هر زبان و موقعیتی که دارند از حقوق مساوی و آزادی مشروع به طور کامل برخوردار و اختلافات طبقاتی فاحش در تمام سطوح مرتفع گردد . تامین امنیت کامل مملکت در هر موقعیت لازم است و تمام مرزهای ایران باید از پوشش دفاعی مدرن برخوردار باشد . چون رهبری امام خمینی در جمیع مراحل انقلاب از لوازم لاینفک انقلاب و جمهوری اسلامی بوده ، رهبری امام در متن قانون اساسی منظور و بدین ترتیب قضیه ریاست جمهوری در مجلس خبرگان حل و احتیاج به انتخابات دیگری نداشته و با سایر اصول قانون اساسی در معرض رفراندوم گذاشته شود و فقط برای تشکیل مجلس شورای ملی اقدام دیگری لازم خواهد بود .

1 _ قشرهای بی درآمد و کم درآمد و بیوه زن ها و پیرمردهای از کار افتاده و بی بضاعت و کودکان خردسال و بی سرپرست باید هر چه زودتر تحت پوشش قرار گرفته در سراسر ایران حداقل معیشت آنان تامین و با ایجاد کار مناسب زندگی و معاش محترمانه آنان تامین شود .

2 _ حمایت از بیچارگان و مستضعفین باید از مرز کشور فراتر رفته در سطح جهان به ویژه کشورهای اسلامی بالاخص ممالک جنگ زده گسترش یافته و برای نجات هر چه زودتر آنان، انواع حمایت ها فراهم و ناله آنان وسیله دستگاه های داخلی و بین المللی به سمع مسئولین برسد و حقوق بشر و سازمان های بین المللی را برای این مهم دعوت به نهایت همکاری نمایند.
3ـ برای تأمین معاش قشرهای محروم مملکت از هرگونه هزینه های تجملی و تشریفاتی در سطح کشور خودداری و سرمایه های مملکت را برای نجات مستضعفین و طبقات محروم به طور همه جانبه به کار بگیرند. مثلا از ساختن استخرها و میادین و بلوارهای غیر ضروری که مستلزم خرج های گزاف است در سطح مملکت خودداری شود و با فروش وسائل تجملی در یک مقیاس وسیع موجبات رفاه طبقات محروم فراهم گردد.
4ـ حقوق کارمندان با اختلاف فاحشی که دارد عادلانه نبوده تساوی حقوق اجرا شود و بین کارکنان زحمت کش محروم و طبقه ای که در رأس ادارات و وزارتخانه ها هستند اختلاف فاحشی نباشد و حداقل معیشت برای عموم منظور شود.
5ـ کارخانه ها به مناسبت در شهرها و قصبات و مراکز بخش و روستاها با توجه به استعداد محل ها و اهالی محل از حق تقدم برخوردار باشند.
6ـ راه های شهرها و روستاها هر چه زودتر به صورت ماشین رو و شن ریزی شده در آید تا با فراهم شدن امکانات نسبت به آسفالت آن ها اقدام شود. و وسائل آمد و شد و تلفن بین شهرها و مراکز بخش دایر و به حسب استعداد محل ها وسائل آموزشی و پرورشی و بهداشت و فروشگاها احداث شود تا همه مردم ایران با سهولت بتوانند از امکانات مملکت به طور مساوی برخوردار گردند.
7ـ استعدادهای اهالی روستاها که قابل شکوفا شدن برای تهیه نیروی انسانی ماهر می باشند مانند دکتر، مهندس و نقشه بردار در حدود لزوم و ضرورت می باشد، جهت بهتر ساختن محیط های روستائی باید مورد حمایت واقع و برای اموری که فعلا ضرورت دارد و کمبود احساس می شود به خصوص دکترهای عمومی عده ای از محصلین با استعداد را زودتر و بدون رعایت تشریفات دست و پاگیر برای این مهم آماده تا وجودشان در سطح روستاها منشاء اثر واقع شود و مردم محروم روستا از رنج و هلاکت ناشی از دردها رهائی یابند.
8ـ وجوه اماکن متبرکه در صورت امکان و با توجه به اهداف عالیه اسلامی تا حد امکان برای تزئین اماکن و آن چه لزوم ندارد به کار نرود و در چیزهای بی اثر چون مهمان سراهای حضرتی به مصرف نرسد بلکه در سطحی وسیع به آن چه برای کشور که همه جای آن متعلق به مقدسات ما می باشد و برای تأمین استقلال همه جانبه کشور و رفاه حال بندگان که اهم اهداف ائمه اطهار و اولیاء بزرگوار است به مصرف برسد و وجوه مزبوره بهترین هدف های قرآن را تأمین نماید.
9ـ جمیع منابع ثروت ملت از سنگ های معدنی چون آهک و گچ و مرمر و پولاد و منابع زیرزمینی چون نفت به صورت وسیع و همه جانبه مورد بهره برداری قرار گیرد و چراگاه ها احیاء و در اختیار ملت باشد و دام داری و آن چه دخیل در ترمیم وضع مملکت است مورد رعایت کامل واقع شود.
10ـ جماعت زنان که عمر خود را در خانه داری صرف و مشکلات زندگی را از هر جهت برطرف و با سعی و کوششی شبانه روزی موجبات رفاه و سامان یافتن زندگی را فراهم می سازند از نتیجه تلاش خود استفاده ای ندارند و در هنگام طلاق و یا فوت شوهر زحمات او رعایت نمی شود، در حالتی که کار محترم است و قطعاً کار زن برای شخص شوهر نبوده بلکه به عنوان آن که خانه، خانه خودش است مبادرت به کار می نماید پس عمل محترم او را باید در موقع خود منظور دارند.
11 ـ برای کشاورزان روستایی که اکثریت مردم مستضعف ایران را تشکیل می دهند، موجبات توسعه کشاورزی تأمین شود و املاک مالکین بزرگ و فئودال ها را طبق موازین صحیح در اختیار روستائیان قرار دهید چون فئودال ها با مکانیزه نمودن زمین ها، چراگاه های روستاها را که حق مسلم روستائیان است زیر و رو کرده اند و دام داری را به ورطه سقوط برده اند و عرصه کشاورزی و بهره برداری از زمین را بر روستائیان تنگ ساخته اند تا جائی که آن ها را آواره شهرها کرده و جزء مصرف کنندگان در آورده اند. در صورت لزوم قدرت مکانیزه زمین ها را محدود نمایند و زمین از انحصار عده معدود در آید چون در رنج روستائیان محروم هیچ گونه شرکتی ندارند و فقط اهتمام شان بهره برداری از زمین است و جز سالی چند ماه برای بهره برداری نقشی در منطقه ندارند و سپس آن جا را رها کرده راه خوش گذرانی را پیش می گیرند، در آورده و زمین را که با شخم مملوک نمی شود و احیاء به حساب نمی آید و فقط ایجاد حق موقت می نماید، از انحصار سودجویان بیرون بیاورند و با رعایت عدل اسلامی نوبت استفاده به دیگران برسد که حق اولی آن ها است چون شخم موجب حق بذرافشانی و برداشت محصول است و آن گاه زمین بلامانع است.
زمین باشخم علاوه بر آن که احیاء نشده، اماته شده و برای یک سال قابل کشت نیست پس چرا در انحصار همان عده که سال ها از آن بهره برداری نموده اند بماند و دیگران برای همیشه حسرت زده از کنار آن بگذرند.
12 ـ زمین های بایر شهری و دهات فوراً ملی اعلام شود و دولت آن را تحت ضوابط معین در اختیار مردم بگذارد. نباید زمین راکه حق شخصی نباشد به مجرد داشتن سند مالکیت که شرعاً موجب مالکیت نیست، با مهلت در اختیار صاحب سند بگذارد تا صاحب سند هم چنان زمین را قطعه قطعه و با دریافت قیمت از اشخاصی که در عرض او هستند، اکل به باطل را ادامه دهد و ملت بی جهت از دخالت در آن ها محروم باشند، بلکه اشخاصی که زمین ها را خریده اند به سبب احیاء مالک آن ها شده اند و وجوهی هم که از اشخاص گرفته اند شرعاً باید به صاحبان آن ها استرداد شود.
13 ـ چون اختلاف زمین های کشاورزی از اهمیت خاص برخوردار است و قانون های فعلی نمی تواند نسبت با آن ها رسیدگی نماید و تصمیمات فوری اتخاذ شود، محکمه های انقلابی برای رسیدگی به وضع آن ها در سراسر ایران تشکیل شود و تکلیف موارد اختلاف را روشن کند و قشر عظیم کشاورزان را از نارضایتی بیرون آورد و به حق خودشان برساند.
14 ـ ارتش باید به صورت مجهز و مدرن در آید تا قدرت برای دفاع از کشور داشته باشد و مملکت را زیر پوشش زرهی خود در آورد.
15 ـ روحانیت باید نقش صالح خود را در مقیاسی وسیع در سراسر ایران برای تعلیم اصول و فروع دین گسترش دهند و از وجود افراد صالح که به طور ضربتی و برای انجام وظیفه حاضر باشند با تأمین معاش آنان استفاده کنند و بدون توقع از مردم به کار خود مشغول شوند تا از این جهت نیز آموزش و پرورش به طور مساوی و معقول انجام شود و افراد غیر صالح را برای اشتغال به امور دیگری راهنمائی نمایند. در پایان برای شادی روح شهدای پاوه و تجلیل از فداکاری های سپاه پاسداران و سایر خدمت گزاران قوای انتظامی تکبیر بگوئید (نمایندگان تکبیر گفتند).
نایب رئیس (بهشتی) : آقای موسوی بفرمائید.
موسوی تبریزی : بسم الله الرحمن الرحیم به علت کمی وقت با اجازه آقایان عظام چند پیشنهاد و دو انتقاد دارم. این جا حالا مکان مقدسی است و به اعتبار این مکان و محتوای این مکان ها دلسوزی می کنیم والا طاغوتیان و افراد غیر صالح و شرور افرادی که غیر از منشاء ضرر چیزی نداشتند در این جا تسلط داشتند. پس الان محتوای این مکان یک قدس عجیبی بر این جا داده است حالا ببینیم این قداست که به محتوای این مکان داده شده، از کجا سرچشمه گرفته شده. این یک مطلبی از قضایا و قداست است که نهضت مقدس اسلامی ایران به دست ملت شریف و مبارز و به رهبری قاطعانه امام خمینی به این مکان داده است و احتیاج به استدلال ندارد، لذا پیشنهاد اولی که می کنم این است که در تمام صد و پنجاه و اندی اصول قانون اساسی که فعلا بررسی می کنیم روح دین اسلامی و روح تشیع و روح قرآن کما هو حقه مثل نخ در تسبیح دمیده شود برای این که این نهضت یک نهضت اسلامی است. پیشنهاد دوم بنده که رفقای محترم هم صبح و هم الان فرمودند راجع به مسأله ولایت فقیه است و روی همین اساس است که چون نهضت اسلامی است پس قوانین ما باید مطابق با قوانین اسلامی باشد. و اساسا با ضوابطی که از قرآن و اخبار به دست آورده می شود ما احتیاج به قانون اساسی دیگری در مقابل قانون قرآن نداریم، در بعضی مواد قانون اساسی این جمله «مطابق احکام شرع یا قانون اساسی باشد» هست که به نظر من این غلط است، برای این که قانون اساسی ما یعنی ضوابطی مستفاد از قرآن و احادیث ائمه اطهار علیهم السلام و به دست آوردن این ضوابط کلی که بشر تحت آن زندگی کند، عبارت از فقیه جامع الشرایط است طبق آن روایت که «مجارالامور بید العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه... » این ضوابط را که مستفاد از قرآن است قهراً کسی که العالم، الناظر بالحدیث و مجتهد جامع الشرایط است، باید ناظر و عامل آن باشد، پس نتیجه ولایت فقیه کما هو حقه در پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی آن طور که باید و شاید «امور بیدالعلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه» گنجانده نشده برای این که تمام قانون اساسی یعنی کلیات مستفاد از قرآن و احادیث و این کلیات، بینش فقیه است، پس فقیه در حق قانون اساسی و متن قانون اساسی و روح قانون اساسی که عبارت از همان ولایت فقیه است، آن طور که اخبار و فقهای ما معین کرده اند، باید در این قانون اساسی گنجانده بشود. پیشنهاد سوم بنده این است که مدت بررسی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که از طرف وزارت کشور 31 روز تعیین شده است، خیلی کم است، برای این که می خواهیم اساس مملکت و اساس سعادت 35 میلیون به اضافه میلیون ها انسانی که بعداً خواهند آمد را بررسی و تدوین کنیم و به نظر ما این بینش و این آگاهی که در مردم مسلمان ایران پیدا شده است، این قانون الی انقراض عالم ان شاء الله پابرجا باشد، پس برای یک چنین قانونی 31 روز بررسی خیلی کم است. پیشنهاد بعدی بنده این است که این اختیاری که در قانون اساسی جمهوری اسلای به رئیس جمهور داده اند با موازین قرآن و موازین اسلام و انسانی و علمی جور در نمی آید، چرا؟ چون ما باید دو مطلب را از هم جدا کنیم. اگر امروز امام بخواهد رئیس جمهور باشد ـ که حق مطلب هم همین است و واقعیت هم این است که ریاست جمهوری را ایشان باید به عهده بگیرند ـ در مورد ایشان احتیاجی نبود که ما این جا جمع بشویم چون هر چه ایشان به عنوان قانون اساسی یا قانون بگویند، 95 درصد ملت ایران آن را قبول دارند و تمام اختیارات مانند انحلال مجلس، عزل نخست وزیر و قوای ثلاثه مملکت دردست ایشان باشد چون هیچ ایرادی ندارد حالا اگر بخواهیم رئیس جمهور را با آن ضوابط و خصوصیات و اوصافی که شخص امام دارد در مقام لفظ پیاده کنیم و ضابطه برای رئیس جمهوری در مملکت قرار دهیم اشکالی ندارد که اختیارات مملکت در دست او باشد ولی هیهات این یک اشکال صغروی دارد چون الان از نظر روحانیت شیعه حساب می کنیم یک چنین فردی مثل امام که اگر نگویم عدیم النظیر است کم نظیر است اگر بخواهیم با آن ضوابط رئیس جمهور درست بکنیم که بعد از حیات امام متصدی ریاست جمهوری بشود، این اشکال صغروی دارد که اگر همچو فردی خیلی کم پیدا می شود نمی توانید با آن ضابطه یک فردی در ایران پیدا بکنید که خصوصیاتش با امام منطبق بشود و اگر بخواهید، رئیس جمهور از همین افرادی عادی مملکت با آن شرایطی که هست باشد باید مسلمان باشد، شیعه باشد، مرد باشد یا زن باشد علی ای حال مطالبی است که باید بررسی بشود، آن وقت این اختیارات را به دست رئیس جمهور دادن با این کیفیت این سر از همان سلطنت طاغوتی در می آورد بعد از مرور چند زمانی چرا؟ برای این که قانون مشروطه ایران در مقام استبداد بوده، «ما فرمودیم!» بوده است. آن مشروطه ای که مرحوم آقای نائینی کتابی در حقانیت او نوشته بود و مطابق موازین شرع بوده است و چون بند و بساطش خیلی محکم نبود، بعد از چند سال سر از استبداد در آورد، اگر رئیس جمهور با این اختیاراتی که در این پیش نویس قانون اساسی تعیین شده است، باشد (بعد از 10 سال، بعد از 20 سال، بعد از 30 سال، بهانه تراشی برای انحلال مجلس خیلی آسان هست) می تواند برای انحلال مجلس بهانه بتراشد و برای بر کنار کردن نخست وزیر وقت کارهائی که باید بکند، خیلی آسان است. در این زمینه یا باید با ضوابطی که شخص امام دارد آن را پیاده بکنند ـ روی کاغذ که این نمی شود فردش را پیدا کرد ـ یا باید رئیس جمهور شورائی باشد مرکب از افراد صالح آن هم نه با این قدرت عریض و طویلی که در قانون اساسی قید شده است.
نایب رئیس (بهشتی) : آقای موسوی وقت شما تمام شده است.
موسوی تبریزی : اما انتقاد، البته صبح جناب آقای مقدم مراغه ای یک مطلبی را فرمودند که اکثر مجلس خبرگان ـ این را برای خودم وظیفه شرعی می دانستم تذکر بدهم ـ از علما تشکیل شده است در صورتی که تمام اقشار مبارزه کردند، تمام قشرها مبارزه کردند واقعا مطلب حقی بود ایشان فرمودند از دانشگاهی، فرهنگی، بازاری، کارگر، دهقان و... و... و... ، تمام اقشار دراین مبارزه سهیمند. درست است ولی چه باید کرد در مقابل آن اعتمادی که ملت به روحانیت دارد؟ خود جناب مقدم مراغه ای ملاحظه فرمودند در تبریز که من و ایشان از تبریز انتخاب شدیم، در تبریز ما 29 کاندیدا از طرف حزب جمهوری اسلامی، احزاب و گروه های دیگری داشتیم، 5 نفر اهل علم بودند، 24 نفر دکتر، دانشگاهی، فرهنگی و بازاری که یکی هم جناب آقای مقدم مراغه ای بودند. چه کنیم که ملت از این 24 نفری که از اقشار مختلف کاندیدا شده بودند، کسی را انتخاب نکرد؟ مارگزیده از طناب هم می ترسد، آن اعتمادی که ملت به روحانیت دارد و آن اعتمادی که ملت به رهبر و روحانیت مبارز دارد، به هیچ کس دیگر ندارد. خود جناب مقدم مراغه ای بهتر می دانند که چه جوری از تبریز انتخاب شده اند، پس علی هذا اکثریت این مجلس را حضرات آیات عظام، بزرگان، آن هائی که واقعاً نواب امام زمان، شاگردان امام زمانند، انتخاب شدند. برای این که این انتخاب به توسط مردم شده است و مردم که طبق فطرت و غریزه خودشان به روحانی مبارز و متعهد عقیده دارند، این دیگر بحثی ندارد که چرا مثلا اکثر نمایندگان مجلس خبرگان اهل علم شدند. با کمال معذرت یک مطلب دیگری هم دارد که ان شاء الله در فرصت مناسب خدمت تان عرض می کنم. والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین.
نایب رئیس (بهشتی) : بلی همان طور که فرمودید چرا ندارد و حالا که ملت به آقایان فقها و علمای اسلامی و صاحب نظران در مسائل اسلامی به مقدار فراوان در این مهم اعتماد کرده است، به حدی که در شماره نمایندگان هم متجلی است بی شک این احساس را در ما باید به وجود بیاورد که بار مسئولیت مان سنگین تر شده و این احساس به وجود آمده است و از خدای متعال می خواهیم که در برابر او و خلق در ایفای این مسئوولیت ان شاء الله سرافراز شویم. ضمناً برادرمان آقای موسوی تبریزی در یکی از جمله های شان گفتند آقای مراغه ای می دانند که چگونه انتخاب شده اند باز تعریضی داشتند که بنده صبح هم خواهش کردم که هیچ یک از ماها از این گونه تعریض ها نداشته باشیم چون در شأن این مجلس و به خصوص در شأن روحانیت نیست. امیدوارم که دیگر این تعریض ها تکرار نشود، من برداشت خودم را عرض کردم. آقای مؤبد رستم شهزادی بفرمائید.

مؤبد رستم شهزادی : به نام ایزد بخشاینده بخشایش گر جهان. هیأت محترم رئیسه و نمایندگان ارجمند، بنده حقیر از روحانیون زرتشتی هستم. ما زرتشتیان از گروه هائی هستیم که خودمان را فرزندان اصیل این آب و خاک می دانیم. از تاریخ گذشته ما اطلاع دارید آن کوشش هائی که در اشاعه فرهنگ و هنر و آئین و سنن ایران، تا اقصی نقاط جهان قدیم به عمل آورده ایم همه در تاریخ خوانده اید و می دانید بعد از اسلام هم زرتشتیان تا آن جا که توانستند علوم و فنون خودشان را در رشته سیاست وکشورداری و آمار و گنج وری در طبق اخلاص گذاشته پیش کش فرمانروایان مسلمان و عالم اسلام کردند. از پیغمبر اکرم است که فرموده سلمان فارسی از اهل بیت من است و از نزدیکان و دوستان من است. می دانیم که پیغمبر از نژاد عرب بوده و سلمان فارسی بود. وقتی پیغمبر فرمودند از اهل بیت من است خیلی بالاتر از این است که بگویند از بستگان و خانواده من است. بعداً در دوره خلفا اشخاصی چون برمکیان، فضل بن سهل ها، نوبختی ها خدمت بزرگی به عالم اسلام کردند. ما مانند شیعه های اولیه ظلم ها و ستم های زیادی از دست جباران روزگار دیدیم، در سیاه چال ها انداخته شدیم و مردیم. با وجود این هر جا زرتشتیان در اثر فشار روزگار مهاجرت کرده یا به هند یا به پاکستان یا سایر نقاط رفته اند، این مهر میهن از دل شان بر کنده نشده و ایران را آرامگاه پدران و خاک پیامبرشان می دانند، اگر پولی برای وقف خواستند بدهند می فرستند به ایران، مدرسه درست می کنند، بیمارستان درست می کنند، آسایشگاه درست می کنند و غیر از ایران ما هیچ کشوری که وطن ثانی خود بدانیم نداریم. در این جا متولد شده و در این جا بزرگ می شویم و در این جا خواهیم مرد. هنگامی که جمهوری اسلامی اعلام شد، امیدهائی که به وسیله حضرت آیت الله خمینی و سایر علمای عظام و نخست وزیر انقلابی داده شد، ما امیدوار شدیم که هرگونه تبعیضی که در گذشته بود از میان برود به خصوص وقتی که اعلام شد جمهوری اسلامی، جمهوری توحیدی بی طبقاتی خواهد بود، ولی حالا بدبختانه می بینیم در قانون اساسی جدید، ما زرتشتیان و دیگر اقلیت ها از ایرانیان درجه دوم و یا حتی سوم قرار داریم. مثلا ما را از چندین شغل محروم کرده اند، صدارت، وزارت، سفارت و قضاوت در صورتی که همه می دانیم جمهوری به نام جمهوری اسلامی است 99 درصد جمعیت ایران مسلمان هستند و اگر خواسته باشند رئیس جمهور انتخاب کنند، نخست وزیر یا وزیر انتخاب کنند خواه ناخواه مسلمان خواهد بود، پس آن قیود یا صفاتی که یک عده ای را در ظاهر محروم می کند، بهتر است برداشته شود. مثلا وقتی که می گوئیم رئیس جمهور باید ایرانی الاصل باشد ولی شاید تا آن زمان تابع ایران نباشد، این تابعیت ایران خیلی مهم است، ما ایرانیان ملیت خودمان را نباید فراموش کنیم خدای نخواسته اگر ملیت و اصالت نژادی خودمان را از دست بدهیم و در آینده دست توسل به دامان یکی از ملل عرب بزنیم که ما را بپذیرند، نخواهند پذیرفت و همیشه ایرانی در نظر آن ها در درجه دوم ملیت قرار خواهد گرفت. پس در این قانون اساسی که جمهوری اسلامی پایه و اساس آن است باید ملیت ایرانی، ایرانیت و زبان فارسی، بیش از آن چه که ذکر شده است ذکر بشود. خواسته دیگر جماعت ما این است که طبق قانون اساسی، فقط حق برگزیدن یک نماینده در مجلس شورای ملی داریم حالا اگر یک نفر از اقلیت های مذهبی به وسیله یکی از احزاب به نمایندگی مجلس برگزیده شود آیا به این بهانه که شما فقط می توانید یک نماینده داشته باشید، آن شخص از انتخاب به نمایندگی مجلس باید محروم باشد یا نه؟ دیگر این که هرجا یکی از اقلیت ها هستند در شورای استان و شهرستان و دهستان آن جا هم باید آن ها حق عضویت داشته باشند. عده زیادی از ما زرتشتیان نمی خواهیم که جزء اقلیت های مذهبی شمرده شویم زیرا یک وابستگی مخصوصی به برادران هم نژاد خود داریم. سنت ما، رسوم ما، آداب ما همه یکی است وقتی ایرانی اسلام آورد به آسانی نام خدا و پیامبرش را عوض کرد. این آسان است ولی سنت خود و آداب و رسومی که از کوچکی به آن عادت کرده ایم به این آسانی نمی توانیم از دست بدهیم، این است که ایرانی دوباره نوروز را پذیرفت، مهرگان را پذیرفت، سده و بهمنگان را پذیرفت، احترام به نور و فروغ از سنت ما است وقتی که چراغ روشن می کنیم، صلوات می فرستیم، در منازل متبرکه و زیارتگاه ها شمع روشن می کنیم، چراغ روشن می کنیم، اسفند و کندر دود می کنیم و به قدری این سنن در رگ و پوست ما همه، چه زرتشی و چه مسلمان سرشته شده که مسلمان ایرانی را نمی شود با مسلمان عرب برابر دانست. پس تقاضای من این است که اصالت خودمان را حفظ کنیم تا این اتحاد و یگانگی در بین ما حفظ شود و در پایان یک حماسه ای از روانشاد استاد پورداود می خوانم و مرخص می شوم : گر مسلمان و نصارا و یا زرتشتیم همه از یک پدر و یک نسب و یک پشتیم در کف مام وطن گوئی پنج انگشتیم تا که جمعیم به دندان اجانب مشتیم ور پراکنده و خردیم، شکار آنان .

نایب رئیس (بهشتی) : آقای مهندس سحابی بفرمائید.

مهندس سحابی : بسم الله الرحمن الرحیم. ولا تکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوة انکاثاً تتخذون ایمانکم دخلا بینکم ان تکون امة هی اربی من امة. از صبح امروز در این مجلس محترم از طرف برادران عزیزمان مطالب زیادی ابراز شد که اکثر آن ها ـ اگر نگویم همه اش ـ درجهت نفی این پیش نویس قانون اساسی بود یا اگر مستقیماً در جهت نفی نبود در جهت پیشنهاد طرح های جدید بود. بنده به سهم خود، لازم می دانم مطالبی ولو به طور اجمال و کلی در این وقت کم درباره این پیش نویس و روحی که بر آن حاکم است به عرض برسانم. البته در این جا منظور بنده این نیست که از تک تک اصول دفاع بکنم چون امکان دارد خیلی از اصول بالا و پایین بشود و اصلاحاتی در آن به عمل بیاید، ولی از روح کلی که در این پیش نویس مطرح بوده و راهنمای تنظیم کنندگانش قرار گرفته بوده، بنده این جور احساس می کنم که باید به طور کلی مطالبی به عرض برسانم. قانون اساسی به طور کلی عبارت است از یک سلسله از کلی ترین ضوابط و مقرراتی که بین عناصر دولت ـ دولت به همان معنایی که آقای فارسی گفتند نه حکومت و نه هیأت دولت، دولت یعنی هیأت حاکمه یا عناصر قدرت سیاسی و ملت تعیین روابط و تعهداتی که بین این ها برقرار می شود و به صورت پیوندی یا عهدنامه یا میثاقی در می آید، این را قانون اساسی می گویند و این طرحی که الان در اختیار ما قرار گرفته یک چنین مجموعه ای است. خوب، وقتی می گوئیم بین عناصر قدرت سیاسی، بنابراین آن چه که در این جا مطرح است و مساله اصلی است، نحوه و کیفیت قدرت سیاسی در جامعه است مبارزاتی که در صدر مشروطیت بود و منجر به قانون اساسی و مخصوصا متمم قانون اساسی شد در آن موقع هم یک چنین بحث هائی که الان در بین جامعه ما هست مطرح بود. آن موقع تحت لوای دو شعار حکومت مشروعه و حکومت مشروطه مطرح شد و امروز تحت عنوان ولایت فقیه و مثلا حکومت دموکراسی یا حکومت قانون اساسی و امثالهم. البته شاید بعضی حرف ها اختلاف داشت، ولی جوهر مطلب این بود و آن کسانی که در آن روز آن شعارها و یا آن اختلافات برایشان مطرح بود از این دیدگاه به مساله نگاه می کردند. این بحث مطرح بود که طبق آن پیشنهاد و قانون اساسی آن روز حکومتی بر مبنای قدرت مردم و حکومت و دولت زیر مراقبت و نظارت و انتخاب مردم تعیین بشود. آیا چنین حکومتی اطاعت و تبعیت از آن مشروعیت شرعی دارد یا نه؟ آن زمان این بحث مطرح بود و می گفتند نه، این مشروعیت دارد، این دعوا مدت ها طول کشید و اختلافاتی ایجاد کرد و فقهای بزرگ شیعه و فقهای بزرگ مکتب امامیه که در آن وقت حیات داشتند مرحوم آخوند ملا کاظم خوانساری و مخصوصاً مرحوم نائینی این ها مساله را از دریچه علمی و فقهی حل کردند. مساله یک بار در آن موقع حل شده و اگر حالا ما دوباره این بحث ها را طرح بکنیم یعنی برگشته ایم به سر خانه اول. از تجارب گذشته استفاده نمی کنیم و تجارب گذشت را دوباره می خواهیم تجربه کنیم، طبق همان بحث هائی که شصت سال، هفتاد سال بین ما بود یعنی تفرقه و اختلاف که سرانجام یک قانون اساسی نوشته شد که عده ای به آن اعتقاد داشتند و عده ای اعتقاد نداشتند. دوباره می خواهیم این ها را تکرار کنیم و این درست نیست چه فرد، چه جامعه، چه ملت در جریان زندگی خودش آن چه را که تجربه می کند باید در زاویه محفوظات و مکنونات خودش نگهدارد و همیشه از آن تجربیات استفاده کند. دوباره هر چیزی را تجربه نکند. به فرمایش پیامبر اکرم «لایلدغ المؤمن من حجر امرتین» عرض کنم مساله ای که در آن زمان مطرح بود و مرحوم نائینی مخصوصا در کتاب شان این مسأله را پاسخ می دهد که از دیدگاه اسلام و مخصوصاً مکتب شیعه حاکمیت مطلق از آن پروردگار است و خود انسان زیر بار حکومت و اطاعت از هیچ مقامی نمی تواند برود مگر پروردگار، اگر اطاعت از هر مقامی به جز پروردگار بکند می شود شرک و اما از آن جا که جامعه و کشور احتیاج به مدیریت و نظامت دارد و جامعه بدون حکومت و نظارت و مدیریت برقرار نمی ماند و حضرت علی(ع) بارها تکرار می فرمایند که مردم ناچار هستند که امیر یا مدیر و یا رئیسی برای جامعه شان داشته باشند ولو فاجر باشد، برا کان او فاجرا، و این را تاکید می فرمایند که خوب بودن حکومت ولو فاجرش بهتر از نبودن است، بنابراین در این جا تناقضی و بن بستی پیش می آید از یک طرف حکومت لازم و اجتناب ناپذیر است و از یک طرف اطاعت از چنین حکومتی شرک است. بعد مطرح شد که آن حکومت چگونه باید باشد، اولین جوابی که دادند این بود که بعد از مقام ربوبیت مقامی که قابل اطاعت انسان از او در امور اجتماعی و در امور فردی هست مقام انبیاء و مقام عصمت است و مقام پیامبرانی است که به رسالت رسیدند یا نرسیدند یا به مقام عصمت، از نظر ما این ها هستند که قابل تبعیت هستد. بعد از آن ها چی؟ بحث اصلی در صدر مشروطیت این بود که در زمان غیبت معصوم مردم باید چه بکنند آیا حکومتی نداشته باشند یا به حکومت های ظلم و جور و استبدادی که در آن زمان بود و همیشه در جوامع هست تن به آن حکومت ها بدهند، یا حال که حکومت معصوم نیست به حکومتی که در راه معصوم باشد یعنی شباهت نسبی با حکومت داشته باشد تن بدهند. بعد بحث بر سر این موضوع پیش آمد که آن حکومتی که شباهت به حکومت معصوم داشته باشد، چگونه حکومتی است و راجع به این موضوع مرحوم نائینی دلایلی آورده اند که البته نمایندگان محترم اهل علم هستید و صلاحیت شما از بنده بیشتر است و از آن دلایل شما بیشتر اطلاع دارید و می توانید قضاوت کنید که آن دلایل تا چه حدی درست است یا نیست. در هر صورت ایشان موضوع را این طور حل می کنند و می فرمایند «معصوم یک فرد است و به دلیل خصوصیات و خصلت هائی که به صورت طبیعی یا به صورت تربیتی که در وجودش هست، آن چنان بر وجودش مسلط است که نه این که هوش و شهوتی نداشته باشد، ولیکن آن چنان بر خودش مسلط است که وقتی تمام قدرت سیاسی جامعه در دستش باشد از آن قدرت سوء استفاده نمی کند یا حفظ قدرت برایش هدف نمی شود، هدف را فراموش نمی کند. معصوم یک چنین قدرتی است » بعد ایشان می گوید: در غیبت معصوم پیدا کردن چنین فردی حکم پیدا کردن کبریت احمر را دارد و چنین آدمی را ما نمی توانیم در بین افراد عادی بشر پیدا کنیم. پس ببینیم راهش چیست ؟ ما باید آن کیفیتی که در نفس معصوم هست یعنی درونی است ما باید صورت خارجی به آن کیفیت بدهیم یعنی آن قوائی را که در درون نفس معصوم وجود دارد و می تواند از یک طرف قوه تدبیر و عقل و منطق دارد و از یک طرف قوه مراقبت و نظارت بر اعمال دارد و قوه اراده و اجرائی دارد و این قوا در عین این که هر کدام به موقع کار خودشان را انجام می دهند در هم دیگر هم دخالت نمی کنند یعنی در موقعی که فکر منطقی دارد می کند و تدبیر عقلانی دار می کند که آن موقع خشم و غضبش در این فکر مؤثر نیست یا عواطفش در آن فکر مؤثر نیست یا به عکس. پس ما بیائیم به این قوا که در درون نفس معصوم هست صورت خارجی و عینی بدهیم و در جامعه پیاده کنیم، بعد با استدلال هائی که ایشان می کند سه نوع قوه در نفس معصوم تشخیص می دهد، یکی قوه مسدده عاقله است که این ها تطبیق می کند بر قوه مقننه و قانون گذار و یکی قوه رادعه و مانعه است که حمل می کند بر قوه اجرائی و قوه قضائیه و می گوید ما این قوا را بیائیم در خارج تشکیل بدهیم و حکومت را که در فرد معصوم خلاصه می شد بیائیم در یک هیات پیاده بکنیم که آن هیأت از این قوا تشکیل می شود و بعد این قوا همه تحت نظارت آن مقامی باشند که پیامبر می فرمایند: « لا یجتمع امتی علی الخطا » چون احتمال خطایش از افراد و سازمان ها و نهادهای منفرد خیلی کمتر است. احتمال خطای یک جامعه یا یک ملت از دیدگاه پیامبر اسلام مخصوصا امت اسلامی احتمال خطایش خیلی کم است چنان که می فرمایند امت من بر چیزی اجتماع نمی کنند که خطا باشد. بنابراین آن مجموعه حکومت یا آن سه عنصر قدرت سیاسی را تحت نظارت این عاملی که کمتر خطا می کند و احتمال خطایش کمتر است، در نتیجه در راه معصوم بیشتر هست قرار داده حالا این پیش نویس قانون اساسی بر این اساس است. اگر صحبت از حاکمیت در آن شده است، منظور از حاکمیت ملی، قانونگذاری در احکام شرعی نیست چون قوانینی که در قوه مقنه مطرح می شود قوانین مربوط به مسائل روزمره مانند مسائل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی با آن مسائلی که در متون شرعی یا در فقه شرعی یک عنوان خاص یا عنوان عام دارد، فرق دارد. مطالب روزمره ای است که مردم باید در بین خودشان حل کنند. حضرت علی(ع) در موقع وفات شان به مردم توصیه می کنند «اوصیکم به تقوی الله و نظم امرکم» یا باز به خود مردم می فرمایند که امر یعنی مدیریت جامعه و نظم و نظام جامعه با خودتان هست. نظم و نظام یک مقدار مقررات و قانون نوشتن است، یک مقدار اجرا کردن و یک مقدار هم قضاوت کردن است و این ها چیزهائی است که در این قانون اساسی مبنای کار بوده و به هیچ وجه مغایرتی با ولایت فقیه ندارد. ولایت فقیه در امر استخراج احکام است، رد فروع بر اصول است. استخراج احکام فرض شرعی است ولی فقیه در مقام اجرا نیست. ولایت فقیه مرادف با این نیست که فقیه حتما در اجرای سیاست و در توزیع قدرت سیاسی در جامعه عمل بکند و نظارت بکند، این مطلب نوشته نشده مضافاً به این که فقیه به سبب خصلت کارش از یک سلسله خصایص باید برخوردار باشد که این خصایص لازم هست ولی برای یک فردی که حاکمیت سیاسی بر جامعه دارد کافی نیست، یعنی فردی که حاکم بر مسائل سیاسی جامعه هست و قدرت سیاسی را اداره و نظارت می کند از خصایص خیلی بالاتری باید برخوردار باشد، آن چنان کسی باید باشد که وقتی قدرت را به بی راهه نبرد یا برایش وسیله و هدف قرار نگیرد به این جهت این قانون اساسی مغایرتی با ولایت فقیه ندارد و ما نباید این دو را مقابل هم قرار دهیم و بی خود هم این را مطرح نکنیم که یا رئیس جمهوری بر طبق این قانون اساسی یا ولایت فقیه، نه، رئیس جمهور می تواند کار خودش را بکند. فقیه هم وظایف خودش را دارد و تکالیف خودش را می تواند انجام بدهد. یک نکته دیگر بود که اگر اجازه بفرمایند ادامه بدهم.
نایب رئیس (بهشتی) : وقت جناب عالی تمام شده است.
مهندس سحابی : بسیار خوب.
نایب رئیس (بهشتی) : آقای دستغیب بفرمایند.
دستغیب : سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. بسم الله الرحمن الرحیم. بعد از سلام و درود به پیامبر بزرگ اسلام و ائمه هداة مهدیین، برای این که وقت آقایان را تضییع نکنم چند جمله کوتاه را یادداشت کرده ام و عین همان را عرض می کنم چون شرحش لزومی ندارد و وقت هم کم است و بسیاری از آن ها را از صبح تا به حال توضیح داده اند، بنده به طور خلاصه عرض می کنم. قبل از بیان نظریات خود درباره پیش نویس قانون اساسی دو نکته را باید به عرض نمایندگان واقعی ملت شریف ایران برسانم : اول ـ بدانید آن چه باعث شد این پایگاه از دست دشمنان مردم نجات پیدا کند و به دست شما خادمین مردم بیفتد، مجاهدات مردم مسلمان در پناه الهام گیری از تعالیم عالیه اسلام به رهبری امام خمینی بوده است.
دو ـ الان آبروی اسلام و قرآن و اصولا مکتب در کار است، جهانیان نشسته و می خواهند بدانند اسلام چطور اجرا می شود و این عمل شما آقایان است که می تواند جواب مثبت به آن ها بدهد، لذا باید دقت و جدیت خستگی ناپذیری بفرمائید و این مکتب الهی را به ایرانیان و جهانیان به صورت واقعی ارائه دهید. بنده نظریات خود را به طو کلی نسبت به پیش نویس قانون اساسی در سه قسمت عرض می نمایم:
1ـ باید ابهام و گنگ بودن اصول را از بین برد. همان طور که ملاحظه می فرمائید در آتیه موارد گنگ و قابل تأویل برای مغرضین زیاد است مثلا در اصل 9 راجع به حق کار مسأله نارسا است، اصل 7 هم همین طور، در اصل مربوط به ریاست جمهوری و مالکیت، تمام مجملاتی است که باید مفصلا بیان شود، خلاصه باید از ابهام و قابلیت تاویل و تفسیرهای مغرضین در آینده خارج گردد و آن چنان قانونی باشد که برای همیشه ملت ایران از دسیسه جنایت کاران در امان باشند و خیانت کاران نتوانند با آن تأویل کنند و ملت را به استثمار بکشند.
2ـ نسبت به اسلامی بودن قوانین نظریات این جانب در مسائل زیر خلاصه می شود: الف ـ در مجلس شورای ملی حتماً باید عده ای از فقها و مجتهدین باشند. چنان چه در متمم قانون اساسی قبل هم بود که باید 5 نفر مجتهد حتما در مجلس باشد تا این که این قوانینی که در مجلس تنظیم می شود زیر نظر این 5 نفر باشد و به امضای آن ها باشد، تا اسلامی باشد و واجب الاجرا گردد و قانونیت اسلامی پیدا کند در اسلام اگر مجتهدین و فقها در مجلس نباشند و قانون هائی که تصویب می شود آقایان امضا نکنند، این قانونیت ندارد، لزوم اجرا ندارد، یعنی بشر حق قانون گذاری برای بشر دیگر ندارد. اگر بشری ولو ضد باشد یا هر مغز متفکر و قانوندانی جمع بشوند و بخواهند یک قانونی برای ملتی جعل کنند، عقلا این حق را ندارند اصلا بشر حق جعل قانون برای بشر دیگری را ندارد قانون گذاری کار خدا است عقل می گوید که تو و او مساوی هستید هیچ بشری بر بشر دیگر حق حاکمیتی ندارد، حق فرمان ندارد هر کس می خواهد باشد، فیلسوف باشد، حقوق دان باشد هر که باشد هر نوع قانونی را که جعل کند قوه اجرائیه ندارد، مگر با سرنیزه و اعمال دیکتاتوری والا اگر با موازین عقلی باشد، بشر حق حکم و فرمان و قانون گذاری را برای بشر دیگر ندارد. مجلس شورای ملی هر قانونی را که تصویب کند این قانون به حکم عقل اجرا شدنی نیست، لزوم اجرا ندارد مگر همان طوری که عرض کردم با سر نیزه و زور دیکتاتوری باشد. وقتی قانونیت پیدا می کند، وقتی به حکم عقل واجب می شود که اسلامی شود و ملت اطاعتش کنند و بگویند این قانون خدایی که مجلس تصویب کرده و مجتهدین و فقها آن را امضاء کرده اند، با چنین عقیده ای زیر بار این اعتقاد بروند. (اگر چه نمی خواستم خارج از موضوع صحبت کنم که وقت آقایان بگذرد) اخیرا در شیراز چند نفر از رفقا ذکر می کردند راجع به گرفتن مالیات و دارائی که به اختیار خود ملت گذاشته شده است. آن ها نقل می کردند که وقتی به اداره دارائی رفتیم و آن ها تعیین مقدار مالیات را به اختیار خودمان گذاشتند به آن ها گفتیم که شما چه مقدار معین می کنید؟ مبلغی را معین کردند. گفتیم چون حکومت اسلامی است ما دو برابر می دهیم نه این که کمتر بدهیم یعنی وقتی که قوانین اداره دارائی زیر نظر مجتهدین و فقها گذشته بشود و موقعی که اسلامی شد، بر هر مسلمان واجب است که اطاعتش کند و مثل الان که می بینید، شکر خدا ملت ایران فرمان امام را اطاعت می کنند و جان شان را در این راه حاضرند بدهند اما زیر بار قوانین دیگر نمی روند. این ایمان و اعتقاد است که ملت را وا می دارد زیر بار قانون برود. قانونی که امام شان می گوید ـ که همان فقیه عادل باشد ـ قانون الهی است و می گویند حکم، حکم خدا است. خیلی معذرت می خواهم خارج از موضوع صحبت کردم. این ها واضحات است. در مجلس شورای ملی از فقها و مجتهدین حداقل 5 نفر باید باشند که ناظر باشند و قانون با نظر آن ها تصویب شود و هیچ قانونی تا مجتهدین امضاء نکنند قانونیت ندارد، یعنی قوه مجریه همراهش نیست چون ملت مسلمان زیر بار حکم بشری مثل خودش نمی رود و دیکتاتوری را قبول ندارد و غیر از حکم خدا، حکم دیگری را نمی پذیرد

ب ـ حق (وتو) ایراد گرفتن و انتقاد و احیاناً لغو مصوبات مجلس برای مرجع تقلید مسلمین منظور گردد. در قانون اساسی ذکر شود که مرجع تقلید حق اعتراض، حق انتقاد، حق عزل کردن را دارد.
3ـ از آن جائی که ما نمی توانیم اعتماد کنیم که در آینده افرادی همانند رهبر انقلاب فعلی نصیب ملت شود لذا پیشنهاد ریاست جمهور را به شورای جمهوری تصحیح می کنیم. البته با عضویت فقیه عادل در آن، که شخصی نباشد و جمهوری باشد به شرط این که یکی یا بیشتر از افراد این شورای جمهوری فقیه عادل باشد تا این که خلاصه جمهوری اسلامی باشد و آن چه که از این جمهوری صادر می شود، حکم اسلامی باشد. با عضویت فقیه عادل و نیز انتخاب نخست وزیر و سایر وزیران و روسای قوای سه گانه و مسئولان مهم قوای سه گانه باید با توجه به اسلامیت و ایمان و فتوای نام بردگان باشد. نخست وزیر و روسای قوای سه گانه و مسئولان و فرمانداران نظامی ارتش تقوا اگر نداشته باشند این پست را نمی توانند اشغال کنند زیرا پست های مهم مملکتی تقوا، اخلاق و دین می خواهد نه فقط مثلا فرض کنید مسلمان اسمی باشد. تقوایش مورد تصدیق اجتماع باشد و مردم او را مسلمان و با تقوا بدانند و به او اطمینان داشته باشند. حتی عقیده بنده این است که رئیس هر اداره ای باید این طور باشد و به طور کلی روسای ادارات باید تقوای اخلاق شان ثابت باشد. خیلی معذرت می خواهم اگر طول کشید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
نایب رئیس (بهشتی) : برادرمان در مطالب شان اشاره ای به ولایت فقیه کردند که من انتظار دارم ناطقین بعدی بیشتر توضیح بدهند. یکی از نمایندگان محترم یادداشتی فرستاده اند که خود من این توضیح را بدهم. به هر حال در همین جلسه باید توضیح داده بشود کوتاه ترش این است که در دو جمله خود بنده توضیح بدهم که آقای سحابی شما ولایت فقیه را با فقاهت فقیه اشتباه کردید بعداً در مذاکرات مفصل خدمت تان توضیحات کافی خواهم داد. آقای بنی صدر بفرمائید.
بنی صدر : وقتی نماینده ای صحبت کرد یا نباید رئیس و سایر نمایندگان درباره آن توضیح بدهند و یا باید همه این حق را داشته باشند و از جمله تمام روز نمایندگان صحبت از ولایت فقیه کردند و کسی نگفت فقیهی که می تواند ولی باشد کیست؟ کجاست آن فقیهی که بتواند جامعیت امام را داشته باشد؟ و اگر چنین شخصی نیست باید مجموعه متصدیان قوای حاکمه فقیه صاحب صلاحیت تلقی شود.
نایب رئیس (بهشتی) : صحیح است اتفاقاً خیلی به جا بود، همین را هم می خواهم اضافه کنم ولی به جاست که دوستان هم نوبت می گرفتند و این کار را می کردند. این که من توضیح دادم اصلا یک اشتباه اصطلاحی بود که با دو کلمه من می توانستم توضیح بدهم بی شک آقای بنی صدر ما فرصت داریم که این مباحث را ادامه بدهیم و خود شما و دیگران هم صحبت بفرمائید تا این که آراء برخوردی سالم و سازنده پیدا بکند و به یک جمع بندی نهائی برسیم، خود من هم در این زمینه خیلی مطلب دارم که به موقع عرض خواهم کرد، آقای عرب بفرمائید.
عرب : بسم الله الرحمن الرحیم. چنان که بخواهیم کلیه افراد جهان را از نظر تعلیم و تربیت مطالعه کرده و بشناسیم، نسل نوپای هر زمان در هر مکان نمایانگر بدی و خوبی تعلیم تربیت والدین آن ها است. نمایندگان هر مجلس و یا شورای هر شرکت، سمت همان والدین را در برابر تعلیم و تربیت فرزند دارند، اگر فرزند با ادبی را ببینیم معیار سنجش و تعلیم و تربیت او، والدین او در کانون خانوادگی هستند و اگر یک فرد بی بند و باری را مشاهده کنیم، او آینه تمام نمای یک والدین بی نظام در زندگی است، با این تفاوت که بار سنگینی را آقایان نمایندگان این مجلس به عهده دارند. قانون اساسی که بنیان گذار خط مشی 30 درصد نسل حاضر و 70 درصد نسل های آینده است هر قدر نیکوتر و اساس آن محکم تر گردد نمایان گر اعمال انسانی و نشان دهنده مغزهای تفکر آفرین شخصیت های والای این مجلس است و هر فرد در برابر تخصصی که دارد مسئول است. بزرگ ترین مسئولیت در این مجلس یا در هر مجلسی دیگر، شامل حال آیات عظام و فقهاء عالی مقام است «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» پس در این صورت کارگر در رشته خود، مهندس در رشته خود، طبیب در رشته خود، ولی فقها مسئولیت بیشتری دارند چون که فقها فرمان دهنده کل جامعه اند. در هر مسأله ای هر کجا کار هر فرد گیر افتاد، راهنمایان اصلی فقها و صلحا هستند، فقها هستند که معلمین جامعه اند و این نهضت را به این جا و به پیروزی نهایی رسانده و می رسانند. چطور به وسیله آیات عظام و چطور به وسیله یک رهبری قاطع و نابغه، انقلابی تاریخی و یک نهضتی به وجود آوردیم که نشان دهنده یک رهبری اصیل و یک ملت فرمان بردار در برابر رهبری قاطع است که تاریخ بشری جز نبی اکرم و ائمه هدی یک چنین انقلاب و چنین رهبری سراغ ندارد. انقلاب کبیر فرانسه را که مطالعه می کنیم می بینیم پاسکال و ولتر و دیگران چنین انقلابی نکردند و یک چنین افرادی را هم نداشتند که ملتی سر تسلیم در برابر رهبری قاطع او و سایر آیات عظام فرود بیاورند و طاغوت و طاغوتیان را از بین ببرند، یک نمونه رفتار نیک والدین در برابر فرزند مطالعه کردن عناصر نوپا است. نمونه های دیگر آن در جو و در ارض و در عناصر دیگر نهفته است که زمانی که علم و دانش آن قدر پیش روی بکند که وسائل ضبط صداهای پراکنده ای که در جو زمین هست پخش کند و دستگاهی بسازد که صداهائی که در دل زمین و دیوارها است ضبط و پخش کند، متوجه می شویم که در هر زمان و در هر مکان چه عکس العمل هائی انجام شده است. اگر الان همان دستگاهی که عرض کردم این جا موجود بود و در و دیوار و زمین و جو این مکان مقدس را زیر این دستگاه می گذاشتیم متوجه می شدیم که چه افراد خون خوار و چپاول گر و متجاوزی بر این کرسی ها نشسته بودند و حقوق افراد ملتی را دستخوش لذائذ خود قرار داده بودند، یکی از این افراد را که بنده کاملا می شناسم و با او رو به رو شده ام بزرگترین ظالم زمان، سپهبد امیر احدی بود. افرادی که درباره این فرد ظالم مطالعه کرده اند می دانند او چه شخص ظالمی بود به طور خلاصه جوجه ای که در سال می خورد به طور مجانی از رعیت ها می گرفت و در چهار راه حسن آباد یک زمین بسیار بزرگی است که حتما همه آقایان دیده اند تماما مال او است غیر از ساختمان هائی که در جاهای دیگر دارد و بنده نمی دانم و هفت ده در ورامین داشت که کلیه مردم را استثمار کرده بود. مباشری بدتر از خودش بنام عباس خان اسدی داشت شاهد عینی دارم که مردم را کور و داغ و زندان می کرد و فحاشی می کرد و اگر بانوان کشاورزان برای نان پختن خمیر درست می کردند خمیر آنان را در انظار مردم توی تنور می ریخت و رئیس یک خانواده را مورد فحاشی قرار می داد، چنین اشخاصی این جا نشسته بودند و بنده یک نمونه اش را می شناسم، ولی از آن جائی که عرض کردم یک بار سنگینی به دوش فرد فرد ما هست برای سی درصد نسل حاضر و هفتاد درصد نسل آینده که نمایانگر افعال انسانی ما باشد، باید از حقوق هر فرد دفاع کنیم و بیانگر پایمال شدن حقوق هر فردی از افراد جامعه باشیم. آن چه که من در پیش نویس قانون اساسی مطالعه کردم اصلی درباره قانون کار و نظام کارخانجات در آن ندیدیم، البته به طور اجمال گفته است باید تبعیض از بین برود و مساوات برقرار شود ولی آن یک چیز کلی است که اگر ما بخواهیم به کلیات بپردازیم جزئیات همه می ماند. بنده پیشنهاد می کنم مقررات استخدامی کلیه کارخانجات در سراسر مملکت اعم از ساعات کار و حقوق و مزایا و استخدام و بازنشستگی و بیمه با در نظر داشتن شرایط بدی آب و هوا باید زیر چتر و پوشش یک قانون قرار بگیرد. مگر چه فرق است بین شرکت بافت کار و دخانیات که کارگر دخانیات از مزایای قانون استخدامی کشور برخوردار باشد اما کارکنان شرکت بافت کار روزمزد باشند؟ مگر فرقی بین این کارگر و آن کارگر هست؟ مگر فرقی بین کارگر کارخانجات نساجی و راه آهن هست؟ مگر فرقی بین کلیه کارگران سراسر مملکت با کارگران شرکت های نفت و پالایشگاه ها هست؟ انسان ها از نظر صفات با هم تفاوت هائی دارند، ولی از نظر حقوق انسانی چه فرقی بین آن ها است؟ یک فرد فقیه عملش به جای خود محفوظ، یک فرد عامی با یک فرد فقیه، یک فرد کارگر با یک فرد حاکم، یک چوپان با یک وزیر مگر از نظر حقوق انسانی با هم فرقی دارند؟ «و خلقنا کم من ذکر و انثی» قرآن می فرماید چه فرقی بین این ها هست این عمال مزدوران و طفیلی ها و ستایشگران اربابان شرقی و غربی که آمدند و این مسایل تفرقه زا را بین اقشار کارگر و کشاورز و اصناف دیگر برای چپاولگری خودشان پیاده کردند، اگر این کارها را نمی کردند دست های رزمنده کلیه اقشار از چنگال یکدیگر بیرون نمی آمد و آن ها پنجاه و چند سال به این ملت اصیل حکومت نافرجام خود را تحمیل نمی کردند.
نایب رئیس (بهشتی) : آقای عرب دو دقیقه بیشتر وقت ندارید.
عرب : با این که خدمت تان عرض کردم کلیه تبعیضات بین قشر کارگر و کارمندان و بین شرکت ها از همین رهگذر است که تفرقه می اندازند، آن هائی که از پشت خنجر می زنند همه جا و همه وقت در لباس اسلام می آیند و به پشت اسلام خنجر می زنند ولی به حمد الله با رهبری قاطع امام خمینی و با پیروی اصیل ملتی قدرت آفرین کاخ کیهان خراش طاغوت و طاغوتیان را فرو ریختیم و حکومت قرآنی و اسلامی و ولایت فقیه را به خواست ذات اقدس پروردگار خصوصا در جامعه ایران و در جوامع اسلامی عموماً پیاده خواهیم کرد. با عرض تشکر، بنده دیگر عرضی نداشتم.
نایب رئیس (بهشتی) : وقت جلسه تمام است دوازده نفر اسم شان در صورت هست آقایان : صافی، هاشمی نژاد، بشارت، خانم گرجی، سبحانی، اشراقی، سید جلال موسوی، سید جلال طاهری، خادمی، نوربخش، نبوی، حائری یزدی و دکتر روحانی. در صورتی که فردا صبح آئین نامه داخلی مجلس طرح شود نوبت این آقایان برای جلسات بعد از تصویب آئین نامه محفوظ خواهد بود.
3ـ پایان جلسه

نایب رئیس (بهشتی) : دستور جلسه فردا بحث درباره آئین نامه داخلی است که گروه منتخب آماده کرده اند و به جاست که تکثیر بشود و صبح زود آماده باشد که دراختیار آقایان گذاشته شود که مطالعه بفرمایند. امیدوارم خداوند ما را هدایت و ارشاد کند. جلسه را ختم می کنیم. جلسه آینده، فردا صبح ساعت 9 خواهد بود.
(ساعت بیست جلسه ختم شد)

نایب رئیس مجلس بررسی نهائی قانون اساسی ـ دکتر سید محمد حسینی بهشتی