مشروح مذاکرات تدوین قانون اساسی قسمت پنجاه و هفت
نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب، آقاي قرشي فرمايشي داريد؟ (قرشي ـ من ميخواهم به عنوان موافق صحبت كنم.)
بسيار خوب آقاي هاشمي به عنوان مخالف بفرمائيد صحبت كنيد.
سيد منيرالدين هاشمي ـ مسألة آزادي افكار و عقايد مسأله ايست كه براي حفظ و انسجام و اتحاد يك ملت بايد مورد توجه و اهميت قرار گيرد، ولي بايد واقعيتهاي اينرا ملاحظه كرد من دو يا سه مورد از اثرات بسيار ابتدائي سانسور كردن عقايد را خدمت آقايان عرض ميكنم.
وقتي كه جلوي يك نفر را گرفتند حتماً حس كنجكاوي او تحريك ميشود و خيال ميكند دارند كمالي را از او سلب ميكنند و قطعاً پس از آنكه با مرارت توانست به آن فكر دست يابد نسبت به آن علاقه پيدا ميكند.
علاوه بر اين ميبينيد مفاهمهاش ممنوع است و بحث و بررسي از آن آزاد نيست، بالنتيجه شما در اين مرحله از جامعه جدائي انداختهايد و حتماً آدم متعصبي به اين فكر خواهد افتاد و نهايتاً به عقده هم ميرسد و انفجار هم به دنبال ميآورد و براي پيشگيري از اين مسأله كه يك امر واهي بزرگ نشود و به صورت حقيقت جلوه نكند كه فرد روي آن گرايش و متعصب بشود و در راه دفاعش عقدهدار شود و قيام كند، اين اصل تدوين شده است.
اما بايد به يك واقعيت ديگري هم كنار اين توجه كرد.
گر چه ما معتقديم كه مكتبمان حق است و در اين مطلب قاطع هستيم و بر اساس منطق رياضي ميشود اين امر را خيلي راحت ثابت كرد و همه آقايان اطلاع دارند و بحمدالله ميتوانند ثابت كنند.
غرض اينست كه از ضعف منطق نيست كه ما ميگوئيم سانسور بكنيم و سانسور هم نميخواهيم بكنيم، بلكه عينيت جامعه و وضع ايدئولوژي طرف مقابل را ملاحظه ميكنيم، آنها از نظر هنري بسيار قوي هستند.
اين مسأله هنر را ساده فرض نكنيد چون براي ساختن يك فيلم گاه ميليونها تومان خرج ميكنند خصوصاً اگر يك فيلم مكتبي باشد و دولتهاي ديگر من باب مثال ماترياليستها اين سرمايهگذاريها را كردهاند و شما فرجه و فرصتي كه يك چنين بودجهاي را در اين راه سرمايهگذاري كنيد نداريد و يااز نظر آزادي امكانات را نداشتهايد و مرتباً در حال ستيز بودهايد.
بنابراين در زمينههاي هنري و فيلم و نوشته در مكتب مقابل شيوههاي بسيار متنوع وجود دارد و از طرف ديگر نصف جمعيت كشور بيسوادند بنابراين يك نفر به راحتي ميتواند يك ساك بردارد و چند حلقه فيلم كوچك داخل آن بگذارد و به دهات برود و خيلي زود هم ميتواند افراد روستائي را جلب كند.
بنابراين آنها براي تحريك افراد كم اطلاع مجهز به هنري هستند كه نيازي به تحصيل چندان ندارد و شما به اين اسلحه مجهز نيستيد، بعلاوه آنها به شيوههاي جديد نويسندگي مجهز هستند، ولي در ايران به تازگي بيان سادهنويسي در حوزهها متداول شده است.
البته از نظر منطقي بسيار قوي و غني ولي از نظر هنري ضعيف هستيم، حالا يك مطلب ديگري را مورد توجه آقايان قرار بدهم و آن فقر محروميت ناشي از نارسائيهاي اقتصادي دوران طاغوت است كه عقدههاي بسيار زيادي را متراكم كرده، زيرا همينكه كسي در باغ سبر نشان بدهد خيال ميكنند واقعاً جنب المأوي پشت سرش است.
در چنين زمينهاي كه طبيعتاً آنها از نظر هنري مجهز و نصف ملت ما بيسوادند يعني قدرت محاسبه منطقي ندارند واز نظر رواني عقدهدار هستند.
آيا صحيح هست در اينجا حد آزادي به مطبوعات بدهيم يا يك كار ديگري بكنيم كه جمع بين همه اينها باشد و آن اينست كه پيشنهاد سمينار بين حوزه و دانشگاه داده است چنانچه هيأت رئيسه صلاح بدانند بعد اين اصل را تكميل كنند و زمينة مهاجه بين دانشگاه و حوزه را معين كنند و نيز ميز گردي تشكيل شود كه دائماً در آنجا افرادي براي بررسي حاضر باشند.
آنوقت براي ما خيلي ساده است كه «تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد» چون ما منطقمان يك منطق برتر است و نميخواهيم سانسور بكنيم، ما ميخواهيم ببينيم كسانيكه از نظر منطقي ميتوانند شركت كنند تعدادشان چقدر است.
اينكار را در دانشگاه و در حوزه قرار بدهيد كه غير از دانشجويان كسانيكه تا تحصيلات ديپلم دارند بتوانند شركت كنند.
(نايب رئيس ـ آقاي هاشمي يكدقيقه از وقت شما باقي است.)
ما نبايد فراموش بكنيم كه در بسياري از نقاط دنيا مساله روزنامهنگاري عين مكتب ما به صورت شانتاژ سياسي در آمده است كه بيشتر در جهت سياسي ميچرخد بر خلاف مكتب اسلام كه بر اساس حقانيت خودش ميباشد و حاضريم روي آن صحبت كنيم و اگر در سطح كل كشور چنين سميناري درست شد حاضرم به عنوان يكي از كوچكترين اعضاي اين مجلس روي روابط سياسي قانون اساسي مناظره كنم و ثابت كنم كه بهترين دموكراسي مكتبي را كه ميشود مطرح كرد اسلام دارد و بحمدالله تا حدودي هم در كليات آمده كه ان شاء الله در بقية اصول تكميل خواهد شد.
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مولوي عبدالعزيز جنابعالي ميخواهيد به عنوان موافق يا مخالف صحبت ميكنيد؟ (مولوي عبدالعزيز ـ موافق) بفرمائيد.
مولوي عبدالعزيز ـ الحمدالله كفي و سلام علي عبادهالذين اصطفي.
اما بعد برادران اسلام و علماي اعلام حضار گرامي منظور از عرايضي كه ميخواهم بكنم اين است كه ما خيلي سعي و كوشش داريم كه دستورات اسلام در كشورهاي اسلامي رواج پيدا كند و مردم اسلام را بپسندند و قبول كنند، اما بايد بدانيم كه امروزه دورة آگاهي و فرهنگ و دانش است مردم هيچ مطلبي را بدون عقل و منطق نميپذيرند بنابراين ما بايد اسلام را طوري به مردم بفهمانيم كه مردم بپذيرند.
اسلام يك دين فطري و يك دين طبيعي است و همة مردم آماده هستند كه اسلام را قبول كنند و به طرف اسلام بگروند و بيايند و فداكاري كنند اما به شرطي كه دوستان ما، برادران ما و علماي اعلام و همة ما بتوانيم اسلام را آنطور كه هست و بايد و شايد به مردم بفهمانيم نه آن اسلامي را كه تنها خود ما بفهميم بلكه اسلام واقعي را، اسلام حقيقي را و اسلامي را كه بر مبناي قرآن باشد.
كدام بد قسمت است كه آنرا قبول نميكند؟ امروز تمام ملل دنيا محتاج به اسلام و تعاليم عاليه اسلام هستند، از ماده و ماديات بيزارند زيرا آنقدر ماديات دارند كه بيزار شدهاند و خودشان اعتراف ميكنند كه با اينكه از نظر ماديات غني هستند سكون و آرامش ندارند پس مردم همه تشنة اسلامند زيرا اسلام دواي همة دردها هست به شرط آنكه ما اسلام را با همان چهره واقعي به مردم نشان بدهيم و اسلام را محدود نكنيم و اسلام را منحصر به عقل و فكر خودمان نكنيم در آنصورت است كه همة مردم به سوي اسلام ميآيند چون اسلام يك دين طبيعي است و اگر ما بتوانيم به مردم بفهمانيم كه رئيس جمهوري ميتواند يك مسلمان كامل باشد و يك نفر بقال، حمال، كارگر، كارفرما، او هم ميتواند يك مسلمان واقعي باشد.
لهذا منظورم اين بود كه بر موهومات زياد تكيه نكنيم كه من و شما هر چه سعي بكنيم كه قوانين و مقررات را چهارچوبه بكنيم تا وقتي كه مردم نفهمند آنرا قبول نميكنند زيرا مردم اخلاِ من و شما را ميبينند مردم رفتار من و شما، نشست و برخاست من و شما، طرز بر خورد من و شما را ميبينند.
ما بايد نمونه قرآن و اسلام باشيم در اينجا كه نشستهايم بايد به يكديگر احترام بگذاريم يكديگر را از خود بهتر بدانيم من چه عرض كنم «امهات الامراض مرضها» متوجه عرضم باشيد بيخ همه مرضها، اين است كه من به خودم خوشبين باشم و به برادرانم بدبين، اين ام الامراض است كه من فكر بكنم كه تنها من ميدانم و آنچه كه من ميگويم حق است و آنچه كه برادران و دوستان و ديگران ميفهمند حق نيست.
اين ام الامراض است كه انسان نسبت به خودش خوشبين و نسبت به ديگران بدبين باشد.
(نايب رئيس ـ دو دقيقه به وقت جنابعالي باقيمانده است) خيلي عذر ميخواهم، دوستان ما يكساعت و دوساعت و سه ساعت صحبت كردند براي من دو دقيقه ملاك عمل نيست من بايد تمام صحبتهايم را بكنم.
منظور من اينست كه من و شما بايد به يكديگر احترام بگذاريم و امر مرضها اينست كه من نسبت به خودم خوشبين و نسبت به ديگران بدبين باشم ما بايد فكر كنيم كه اگر يك دوستي چيزي بگويد شايد بهتر باشد و فقط به خود ننازيم و من بگويم آنچه كه ميگويم حق است لهذا منظورم اين بود كه راجع به اين اصل چند كلمه صحبت كنم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مولوي، آقاي مدني از شما سؤالي دارند، خواهش ميكنم گوش به سؤال ايشان بدهيد و جواب ايشان را بدهيد.
مدني ـ شما ميگوئيد در مجلس خبرگان كه براي قانون اساسي جمهوري اسلامي تشكيل شد يك نفر به اسلام جسارت بكند و اسم اسلام را به گوجه فرنگي تعبير كند و ما با او تندي نكنيم؟ مولوي عبدالعزيز ـ خيلي عذر ميخواهم، منظورم اين نيست، منظورم اينست كه با منطق و با شيرين زباني و با خوبي و با تواضع و فروتني يكديگر را قانع كنيم نه با پرخاش.
مدني ـ «فاعتدوا بمثل ما اعتدي عليكم» كسي كه به اسلام جسارت كند بايد كوبيده شود.
مولوي عبدالعزيز ـ «ادفع بالتي هي احسن» هم آية قرآن است «فاذا الذي بينك و بينه عداوة كانه ولي حميم و ما يلقبها» رشيديان ـ آقاي مرادزهي نمايندة مجلس خبرگان هستند و صدها هزار نفر به ايشان رأي دادهاند بايد به مقام خودشان و علماي اعلام كه اينجا كه بحث وحي ادفع بالتي هي احسن نيست منظور اين آيه در مقابل افراد غير مذهبي و غير اسلامي است.
مولوي عبدالعزيز ـ آيه عام است، منحصرش نكنيد.
حالا عرض من اينست كه قوانيني را اينجا پياده كنيم كه تمام برادران و تمام اقشار مردم از آن استقبال كنند.
حالا رسيدم به سر مطلب، حديث را همه ميدانيد چون همه عالم هستيد «المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده» مسلمان كسي هست كه مسلمانان ديگر از زبانش و از دستش در امان باشند و حديث ديگر اينست «لايؤمن احد كم حتي يحب لاخيه ما يحب لنفسه» هيچكدام از شما مؤمن كامل نميشود تا وقتي كه آنچه را كه به خودش نميپسندد به ديگران نپسندد منظورم اينست كه اينجا اين اصل خوب نوشته شده كه اهانت به شعائر ديني كسي نشود و همه موافق هستيم اما منظور عرضم اين بود كه همچنانكه اهانت و توهين به شعائر ديني گناه است همينطور اهانت به مقدسات ديني هم گناه است ما از راديو و از روزنامه و از تمام رسانههاي گروهي ميشنويم كه نسبت به خلفاي پيغمبر اكرم صلي الله عليه و سلم اهانت ميشود خيلي عذر ميخواهم از دوستانم و آنهائي كه در رأس علم عمل هستند توصيه بفرمائيد كه نسبت به خلفاي پيغمبر در رسانههاي گروهي توهين نشود.
سنيها برادران شما هستند تمام دنيا ميخواهد دست به سوي شما دراز بكند ما بايستي دست همه را بفشاريم و به تمام مسلمانان دنيا دست بدهيم، وقتيكه دنياي اسلام و عالم عرب از راديوي تهران ميشوند كه نسبت به خلفا و مقدسات آنها اسائه ادب و توهين ميشود چه جور آنها ما را برادر خودشان ميدانند و خودشان را برادر ما تصور ميكنند، لهذا من از دوستان تقاضا ميكنم با اين فكر كه گذشته را صلوات و آينده را احتياط توصيه بفرمائيد كه در رسانههاي گروهي نسبت به كليه اقشار مردم و تمام اقليتهاي ديني و تمام مذاهب تحقير و اسائه ادب نشود تا مردم تحريك نشوند.
عرض ديگري ندارم و آخر زمان الحمدالله رب العالمين.
نايب رئيس (بهشتي) ـ از برادرمان آقاي مولوي عبدالعزيز خواهش ميكنم كه اگر مواردي مشخص سراغ دارند كه دستگاههاي راديو و تلويزيون چنين چيزي را كه بيان كردند در برنامههايشان داشتهاند، تاريخ و ساعت نوع مطلب آنرا اعلام بفرمايند تا رسيدگي فوري و قطعي بعمل بيايد تا مبادا بينندگان و شنوندگان برنامهها دچار شبهه شوند كه دستگاههاي تبليغاتي جمهوري اسلامي ايران چنين سهلانگاريها و چنين و رويههائي دارد و دستگاه رهبري و اداره مملكت در برابر آن بيتفاوت و ساكت است.
(مكارم شيرازي ـ ما موردي را سراغ نداريم.)
بلي دوستان ميفرمايند موردي را سراغ ندارند لذا از آقاي مولوي خواهش ميكنيم كه اگر موارد مشخصي هست به ما اطلاع بدهند تا هم دوستان مطلع بشوند و هم اقدام بشود.
مولوي عبدالعزيز ـ تاريخ و موردش را كتباً مينويسم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خيلي متشكر ميشويم اگر كتباً مرقوم بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ بدون جهت كه چنين نطقي نميكنند لابد موردي ديدهاند موردش را بگويند تا ما جلويش را بگيريم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ميگويند كتباً اطلاع ميدهند آنوقت ما اقدام ميكنيم.
پرورش ـ وقتيكه مطلب مستند داشتند بيايند صحبت بكنند، در غير اين صورت فكر ميكنم خلاف انصاف باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي پرورش بنده توضيح دادم كه همه برادران و خواهران اهل تسنن در ايران و خارج از ايران اطلاع داشته باشند كه اگر موردي ايشان سراغ دارند كتباً اطلاع ميدهند و سريعاً هم رسيدگي و اقدام خواهد شد.
به عنوان مخالف آقاي سبحاني اسم نوشتهاند بفرمائيد.
سبحاني ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
من فكر ميكنم اين سه اصل يك اشكال مشترك در ذهن دوستان دارد و اين اشكال اگر حل نشود هر سه اصل دچار وقفه خواهد شد يكي دربارة مطلق احزاب و مطلق شخصيتها و جمعيتهاست، هر چند مقيد به دين و مذهب مطلقاً نباشد.
هم چنين عين اين اشكال نيز در مسأله تشكيل اجتماعات و راهپيمائيها هم وجود داشت و همان اشكالي كه آن دو اصل داشت، متوجه اين اصل هم هست يعني آنجائي كه استثناء ميكند استثناء را تا آن حدي آورده است كه آن اشكال مختصري كه در ذهن اكثر دوستان موجود هست مرتفع نكرده است بنابراين بايد يك فكري براي هر سه اصل از نظر احسن شبهه كرد كه مورد تصويب قرار بگيرد.
نكته ديگر اينست كه در آن پيشنويس متوسط كه گروه سه نوشته بودند كلمه فيلم نبود و بعداً تذكر داده شد كه نوار و تئاتر هم اضافه شد اما در اين اصلي كه نوشته شده نوار و تئاتر نيست و شما ميدانيد كه تئاتر و نوار و سينما يكي از عوامل تبليغاتي عجيبي است و بايد تكليف آنها جوازاً و منعاً از نظر قانون معين بشود.
مطلب سومي كه با آن عرضم را تمام ميكنم و كوشش ميكنم كمتر از وقت مقرر بحث كنم اينست كه كتابهائي كه نوشته ميشود گاهي تماس با اسلام ندارد تماس به آن معني كه مثلا در حساب و هندسه ما كتابي مينويسيم كه البته در آن بحثي نيست ولي يك كتابهائي است كه دربارة مرام خاصي نوشته ميشود مثلا فرض بفرمائيد مالكيت از نظر احزاب ديگر نوشته ميشود يا دربارة عقايد ملل مستقيماً با اسلام تماس ندارد ميگويند عقيدة من اينست و اينست و اين هم دليلش، ولي يك موقع كتابي است كه نه از نوع اول است كه هيچ تماس نداشته و نه قسم دوم است كه تماسش غير مستقيم باشد و با اسلام تماس مستقيم دارد فرض كنيد كتابي در نفع صانع و يا در رد قرآن مينويسند البته اهانت هم نيست كه مشمول كلمة اهانت به شعائر اسلام باشد ولي با توجه به مطالبي كه در جلسه مشترك جناب آقاي دكتر بهشتي فرمودند و با توجه به همه آنها چون همه آنها در ذهن ما هست آيا در چنين زمان و موقعيت كه امكانات ما از نظر تبليغ كم است صحيح است كه ما دست چنين افرادي را كه مسلماً نظر توطئه ندارند ولي شايد يك قصدي دارند كه كتابي در رد اسلام يا در رد قرآن يا در رد خاتميت و يا در رد مسائل ديگر مستقيماً مينويسند و منتشر ميكنند بازبگذاريم و ما به عنوان اينكه بايد مرام آزاد و عاقل باشند ومطالعه كنند و يا به قول دوست عزيز بايد ما برويم مردم را تفهيم كنيم ولي تا ما بخواهيم برويم و تفهيم كنيم و اشكال را از ذهن افراد بيرون بياوريم آن كتاب كار خودش را انجام ميدهد.
من به خاطرم ميآيد كه دو سال قبل در رژيم سابق يك كتابي در ايران از طرف يكي از سناتورها منتشر شد خوب اين كتاب به سبك خاصي در رد اسلام و قرآن نوشته شده بود و ديديم كه چه اثر بدي در ميان جوانان و افراد گذاشت كمتر كسي بود كه اگر آن كتاب را مطالعه ميكرد يك لغزش براي او پيش نميآمد البته افراد غير وارد را عرض ميكنم نه افراد متخصص را، حالا آيا صحيح است كه ما فكر را آزاد بگذاريم و مردم را ممنوع نكنيم به صرف اينكه ممنوعيت حرص بيشتري ميآورد اين كتابها را آزاد بگذاريم؟ آيا ضرر اين نوع آزاديها بيش از منافع متصور و مبين آن نيست؟ من فكر ميكنم اقلا اگر به كتابهاي تئوريك فكر نميكنيم كه دربارة بيان يك جمعيتي هست، آن كتابهائي كه تماس مستقيم با اسلام دارد حتماً بايد از اينجا مستثني بشود و پيشنهاد ميكنم اين جمله و يا شبيه اين جمله بيايد «و يا آنچه كه به منظور متزلزل ساختن عقايد اسلامي نشر ميشود» كه اگر قسم دوم را شامل نشود اقلا قسم سوم ممنوع باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متشكرم آقاي قرشي موافق هستيد بفرمائيد.
در اينجا بايد به آقاي سبحاني تذكر بدهم كه افزودن فيلم، نمايش، نوار به مورد است و ميتوانيم اضافه كنيم زيرا چيزي نيست كه اصل را تغيير بدهد.
قرشي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
ان هذه القرآن يهدي للتي هي اقوم...
، من به عنوان موافق با آزاد بودن نشريات و مطبوعات منتها با قيدي كه عرض خواهم كرد صحبت ميكنم.
مطلب اول اين است كه دين ما، اسلام ما يك منطق و جهانبيني قوي دارد كه به علت آن جهان بيني نه از سوسياليسم ميترسيم و نه از كاپيتاليسم و نه از كمونيسم كه زائيدة سوسياليسم باشد.
مسأله دوم اين است كه اسلام تنها منحصر به ما مسلمانهاي اين مملكت نيست بلكه يكي از مأموريتهاي اسلام و قرآن اينست كه ديگران را هم بسوي اسلام و قرآن بكشد، قرآن نيامده است كه در اين مملكت بنده و امثال بنده را كه ميگوئيم مسلمانيم هدايت كند و به سعادت برساند، ما بايد براي ديگران اين مجال و مهلت را بدهيم كه آنها هم بتوانند به اسلام نزديك بشوند اسلام هم آنها را هدايت بكند.
شخص اگر مجال داشته باشد مافي الضمير خودش را اظهار بكند و آزادانه بگويد و بنويسد، اگر باطل باشد براي خودش و براي مردم روشن ميشود كه چيزي ندارد و خودش هم بتدريج منفعل ميشود و ديگران هم بر اينكه چيزي ندارد كاملا واقف ميشوند ولي اگر جلوي او را بگيريم به حكم «الانسان حريص علي ما منع» اين احساس برايش پيدا ميشود كه يك واقعيتي دارد و ديگران هم اين احساس را ميكنند و به دور او جمع ميشوند.
در زمان اميرالمؤمنين سلام الله عليه خوارج آزاد بودند كه تمام افكار و عقايدشان را بيان بدارند حتي نماز علي ابنابيطالب را قطع ميكردند و آياتي ميخواندند كه امام هم در نماز به آنها جواب ميفرمود و اين مقدار آزادي را داشتند ولي وقتي كه توطئه ميكردند بدون مهلت و مجال امام جلوشان را ميگرفت.
حالا يك دفعه منظور كساني هستند كه مسلمان نيستند و ايدة اسلامي ندارند ما ميخواهيم در آينده بطور كلي به استثناي اقليتهاي مذهبي همة آنهارا از بين ببريم، اين يك مساله است ولي اگر ميخواهيم واقعاً با روش صحيح و مخصوصي آنها را به طرف اسلام بكشانيم و سواد اسلامي را زياد بكنيم من اينطور احساس ميكنم كه بايد به آنها آزادي بيان و آزادي نشريات بدهيم منتها با اين قيدي كه توطئه نباشد و امنيت را بر هم نزنند و توطئه بر عليه مباني اسلام تلقي نشود اين احساس من است والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خوب اصل را ميخوانم دو نفر موافق و دو نفر مخالف صحبت كردند و به سؤالاتي هم كه بود جواب داديم، اصل را به اين صورتي كه اينجا هست ميخوانم فيلم و نوار و نمايش اضافه شد چون ماهيت اصل محفوظ است.
رشيديان ـ عبارت «برخلاف مباني اسلامي» را هم اضافه كنيد چون رأي نميآورد و وقت ما تلف ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب اجازه بفرمائيد اين اصل را به اين صورت كه هست با دست رأي بگيريم و نظر خواهي بكنيم.
حائري ـ ممنوعيت نشر كتب ضلال را هم اضافه كنيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ چشم اضافه ميكنيم آقاي حائري، اي كاش صبح تشريف داشتيد چون روي اين بحث بود جناب آقاي حائري با كسالتي كه دارند همت ميكنند و محبت ميكنند و تشريف ميآورند اما صبح توفيق نداشتيم كه در خدمتشان باشيم اجازه بفرمايند كه متن را به همين صورت نظرخواهي كنيم بعد آنوقت قيود را كه اينجا يادداشت شده ببينيم به چه صورت اضافه كنيم يكي به اين صورت «نشريات، مطبوعات، فيلم، نمايش و نوار براي نشر مطالب آزاد است مگر در نشر مطالب مخالف عفت عمومي و اهانت به شعائر و مقدسات ديني و افترا و تعرض به شرف و حيثيت اشخاص و نشر اكاذيب و ترويج فساد، جرائم مطبوعاتي و كيفيت رسيدگي و مجازات آنها را قانون معين ميكند» موافقين با اين اصل به اين صورت دست بلند كنند (بيست و دو نفر دست بلند كردند) بيست و دو نفر با اين اصل به اين صورت موافقت دارند يك پيشنهاد هم اينست كه بايد اضافه شود «جلوگيري از تحريك و توطئه» يعني مطبوعاتي كه تحريك و توطئه ميكنند و يكي هم اينكه «ترويج فساد و بيديني» يك بيان هم اينست كه تعبير مصطلح «مگر نشر كتب يا نشريات ضاله».
حجتي كرماني ـ اگر بعد از كلمة «مخالف» كلمة «اسلام» را بگذاريد فكر ميكنم مسأله حل شود يعني به اين صورت «مگر در نشر مطالب مخالف اسلام و عفت عمومي» كه ميشود ضاله.
طاهري اصفهاني ـ بنده هم عرض كردم كتب ضاله اضافه شود.
طاهري گرگاني ـ نشريات گمراه كننده بنويسيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اگر ما بخواهيم ضاله را بياوريم آن هم با تعبير فارسي آن ميشود «مگر در نشر مطالب گمراه كننده مخالف عفت عمومي اهانت به شعائر الي آخر...
» منتها اين كلمة گمراه كننده را كه ما ميگوئيم كتب ضاله در فقه يك معناي خاصي را بيان ميكند ولي مطالب گمراه كننده مثلا يك كسي را گمراه ميكنند و ميگويند از خانة پدرت قهر كن، بگوئيم اين را هم گمراهش كرده، اينست كه اصطلاح بايد قدري روشنتر باشد.
طاهري گرگاني ـ جوانان را از راه بدر ميكنند پس بايد اعم باشد مثلا اگر رمانهاي مضرهاي بنويسند كه هم اينها را وهم آنها را شامل بشود...
مكارم شيرازي ـ به عبارت پس از نشر اكاذيب و كتب ضلال رأي بگيريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ به هر حال ما به اين صورت بيان ميكنيم «نشريات و مطبوعات، فيلم، نمايش، نوار براي نشر مطالب و بيان عقايد آزاد است مگر در نشر مطالب مخالف عفت عمومي و اهانت به شعائر و مقدسات ديني و افترا و تعرض به شرف و حيثيت اشخاص و نشر اكاذيب و ترويج فساد كتب ضلال، جرائم مطبوعاتي و كيفيت رسيدگي و مجازات آنها را قانون معين ميكند» موافقين با اين متن دست بلند كنند (چهل و دو نفر دست بلند كردند) چهل و دو نفر با اين تعبير موافق هستند كه كافي نيست.
آقاي كرمي بفرمائيد.
كرمي ـ افراد گروه منتخب آقايان هستند چطور آنچه كه شما تنظيم ميكنيد موقع رأي دادن مقيد هستيد كه بايستي عبارتتان تصويب بشود شما مگر از ما نيستيد؟ چرا به اين مطالب رأي نميدهيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ رأي دادند.
كرمي ـ شما مثل ما مسلمان هستيد (يكي از نمايندگان ـ هر كسي رأي ندهد مسلمان نيست.)
كار شما به ابوموسي اشعري و علي بن ابيطالب ميماند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي كرمي همه در دو نوبت رأي دادند بعضي در نوبت اول و بعضي در نوبت دوم رأي دادند.
حالا براي پرهيز از هر نوع شبهه با ورقه رأي ميگيريم تا كاملا مشخص باشد.
دكتر آيت ـ اجازه بفرمائيد بنده يك توضيحي بدهم نايب رئيس (بهشتي) ـ بفرمائيد.
دكتر آيت ـ اصلاحاتي كه شد گاهي اوقات در جهت محدود كردن است و بعضي اوقات در جهت وسيع كردن آزاديها است من به اين جهت به عنوان مخالف اسم نوشتم كه ميخواستم به بعضي قسمتها آزادي بيشتري بدهيم و البته در بعضي جهات هم بايد كمي محدود كرد و با اينكه دفعة اول رأي دادم به اين دليل دفعة دوم رأي ندادم زيرا داريم محدوديتهاي زيادي ايجاد ميكنيم، موضوع اين است كه ميگوئيم روزنامه آزاد است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ قرار نبود توضيح بدهيم.
دكتر آيت ـ از اين جهت عرض ميكنم كه اگر در جهت وسعت آزادي به اين اصل اضافه كنيد ممكن است يك مقداري بيشتر آزادي بياورد شما فقط از اين جهت ميرويد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بفرمائيد حالا رأي بگيريم چون دوستان ديگري هم نوبت گرفتهاند.
رباني شيرازي ـ چون دو سه نفر تازه آمدهاند متن را بخوانيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متن را ميخوانم: اصل 29 ـ نشريات و مطبوعات، فيلم و نمايش و نوار براي بيان نشر مطالب و بيان عقايد آزاد است مگر در نشر مطالب مخالف عفت عمومي و اهانت به شعائر و مقدسات دين و افترا و تعرض به شرف و حيثيت اشخاص و نشر اكاذيب و ترويج فساد و كتب ضلال.
طاهري اصفهاني ـ ميخواهيم مطلق ضلال را بگوئيم نه اينكه فقط كتاب را بگوئيم و به طور كلي هر چه گمراه كننده باشد، فيلم گمراه كننده، نوار گمراه كننده و كتب گمراه كنند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ «و مطالب ضلال جرائم مطبوعاتي و كيفيت رسيدگي و مجازات آنها را قانون معين ميكند» لطفا رأي بگيريد (اخذ رأي بعمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد.)
نايب رئيس (بهشتي) ـ عدة حاضر در جلسه شصت و شش نفر، شمارة آراء شصت و شش رأي، موافقين و چهل و پنج نفر، مخالف شش نفر، ممتنع پانزده نفر، به اصل بعد ميپردازيم، آقاي مراد زهي شما حق داريد پنج دقيقه صحبت كنيد اجازه ميفرمائيد بعد از اين اصل باشد؟ مراد زهي ـ خير.
نايب رئيس (بهشتي) ـ من اسم شما را يادداشت كرده بودم ولي گذاشته بودم براي پايان جلسه كه آن موقع مطلبتان را بفرمائيد ولي حالا كه اصرار داريد بفرمائيد صحبت كنيد.
مراد زهي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
من خيلي متأسفم كه جريان اينطور پيش آمد ولي اين تقصير بنده نيست بايد متوجه باشيد آقاياني كه اسباب و لوازم اين برخوردها را فراهم كرده بودند با وضعيتي كه در مورد جلسة قبل پيش آورده بودند و گواهيش مجلس و هيأت رئيسة مجلس هستند.
مهمترين مسألهاي كه مطرح است اين است كه آقايان نبايد فكر بكنند كساني كه لباس روحانيت تنشان نيست شايد علاقهاي به شعائر مذهبي و يا به اسلام نداشته باشند.
ما در اصل چهار همين قانون اساسي تصويب كرديم كه كلية قوانين و مقررات مدني، جزائي، مالي، اقتصادي، اداري، فرهنگي، نظامي، سياسي و غيره بايستي بر اساس موازين اسلامي باشد.
اين اصل بر اطلاِ و يا عموم همه اصول قانون اساسي و قانون اساسي و قوانين و مقررات ديگر حاكم است و تشخيص اين امر هم بر عهدة فقهاي شوراي نگهبان است يعني اين اصل را به اين خاطر آورديم كه بعداً عبارت «موازين اسلامي» تكرار نشود زيرا اين اصل بر تمام اصول اطلاِ ميشود.
مسأله دوم اين است كه بايد توجه داشته باشيم كه ما داريم قانون اساسي مينويسيم و نبايد در هر اصلي يك مرتبه اولش بنويسيم «در حكومت جمهوري اسلامي» بعد هم در ذيل ماده بنويسيم «بر طبق موازين اسلامي» بنده بخاطر اينكه اين مسائل تكرار نشود ميخواستم تذكر بدهم و آن مثالي هم كه من زدم غرض اين نبود كه شأن اسلام را پايين بياورم، شأن اسلام راكساني پايين ميآورند كه با اين قيود و محدوديتهائي كه دست و پا گير است، ميخواهند اسلام را محدود بكنند در صورتي كه من ميگويم شأن اسلام در اين است كه به مردم آزادي بدهد.
توجه بفرمائيد كه موضوع راجع به راهپيمائي بود.
شما حساب بكنيد هر قدرتي و بخصوص قدرت حاكمه هيچ وقت نميخواهد اعتراض بشنود.
ممكن است همين مسأله موازين اسلامي را دست آويز قرار بدهند بخاطر اينكه جلو راهپيمائي يا جلو اعتراضات را بگيرند و يك خفقاني در اين مملكت ايجاد بكنند.
و اما با توجه به آية 79 سورة بقره كه ميفرمايد «فويل للذين يبتغون الكتاب بايديهم ثم يقولون هذا من عندالله» بايد توجه داشته باشيم كه ما داريم قانون اساسي مينويسيم و ادعا ميكنيم اينها به استناد قرآن است، اما اگر محتواي قرآن را نداشته باشد فكر ميكنم بزرگترين گناهي است كه ما مرتكب خواهيم شد به هر حال خيلي متشكرم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مدني اعتراض ميكنند و ميگويند هر كسي به عنوان دفاع بينوبت صحبت نكنند ما هم همين كار را خواهيم كرد.
جناب آقاي مدني بر طبق آئين نامه اگر مطلب كسي طوري استنباط شود كه بر خلاف منظورش بود ميتواند بيايد آن مطلبش را فقط به مدت پنج دقيقه توضيح بدهد و آقاي مرادزهي خواستند اين توضيح را بدهند.
مدني ـ بسيار خوب.
4ـ طرح و تصويب اصل 32 (اصل بيست و هشتم) نايب رئيس (بهشتي) ـ اصل 32 قرائت ميشود.
اصل 32 ـ هر كس حق دارد هر شغلي را كه بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عموم و حقوِ دگران هم نباشد برگزيند.
دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون براي همة افراد امكان اشتغال به كار و شرايط مساوي را براي احراز مشاغل ايجاد نمايد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ دوستاني كه سؤالي دارند و اسم هم نوشتهاند به اين ترتيب هستند.
آقاي مكارم شما سؤالي داريد؟ مكارم ـ بنده پيشنهادي دارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي پرورش سؤالي داريد؟ پرورش ـ بنده مخالف هستم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مقدم مراغهاي سؤالي داريد؟ مراغهاي ـ مخالف هستم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي فاتحي.
فاتحي ـ بنده موافق هستم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي بشارت بفرمائيد.
بشارت ـ همانطوري كه استاد غفوري فرمودند الان دنيا به اين مجلس مطالبي كه ما ميخواهيم به عنوان قانون اساسي ارائه بدهيم توجه كردهاند.
ما وقتي ميخواهيم قوانين تصويب كنيم بايد يك خرده هم ان قول و قرارها و وعدههائي را هم كه امام دادهاند فراموش نكنيم، امام مخصوصاً همين امروز آنها را تكرار كردند و در پاريس هم فرمودند كه ديگران هم حق دارند حرفشان را بزنند و مطالبشان را بگويند.
حرف زدن يا به گفتن است و يا به نوشتن و يا به سخنراني است.
ما بدون توجه به اين مطالبي كه امام فرمودهاند و وعده دادهاند، اينجا ميآئيم دايرهاش را ضيق ميكنيم و رأي هم نميآوريم و آبروي خودمان را هم ميبريم.
من از آقايان خواهش ميكنم يك كمي هم توجه بفرمايند ببينند امام چه گفته، آن امامي كه ما را به اينجا رسانده و به آنها وعده دادهاند.
ما بوديم و اين آقايان هم بودند بعضيها شايد در شهر نبودند و با كمونيستها درگيري نداشتند و نميدانند كه وقتي به خاطر يك كتاب به آنهافشار بياوريم هم آبروي ما را ميبرند و هم به هر قيمتي كه شده كتابشان را پخش ميكنند و با همة اين قيد ضلال هم كه نوشتيد بعد هر كتابي را كه بخواهند منتشر ميكنند.
آيا منظور از قيد كتاب ضلال همان بگير و ببند ساواك سابق نيست؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار متشكرم از مطلبي كه فرموديد اما مربوط به اين اصل نيست اي كاش راجع به اين اصل سخن ميگفتيد.
بشارت ـ اگر اين سخن را نميگفتيم امشب خوابم نميبرد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ حالا دوستان تصور نكنند كه چون مطلبي كه آقاي بشارت فرمودند مطابق سليقه گروه دوستان ما بوده من به ايشان اجازه دادم.
آقاي پرورش به عنوان مخالف بفرمائيد.
پرورش ـ اينجا يك حقي قائل شدهايد، البته مشروط بر اين كه مخالف با اسلام و مصالح عمومي و حقوِ ديگران نباشد.
فقط در اين حق شغل، تمايل افراد مطرح است و با توجه به اينكه اگر تمايل مطرح باشد ممكن است شغلهاي كاذبي كه معمولا در نظام سابق هم زياد بود و ظاهرش هم اين بود كه مخالف با اسلام و مصالح عمومي نبود اين شغلهاي كاذب تورم ايجاد بكند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي پرورش اين ذيل را هم دارد كه «دولت موظف است با رعايت نياز جامعه».
پرورش ـ اگر اين به اعتبار افراد باشد و افراد حق دارند شغلي انتخاب بكنند و در قسمت بعد يك وظيفهاي براي دولت معين شده كه دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون، براي همه افراد امكان اشتغال بكار بدهد و شرايط مساعد را براي احراز مشاغل ايجاد كند، آنجا حق شغل را در صورت تمايل براي افراد آزاد گذاشته و اينجا دولت موظف است كه با رعايت نياز جامعه آنرا تأمين كند، بنابراين، اين دو مطلب با هم تناقض دارد زيرا تمايل افراد اگر شرط باشد، با قسمت «نياز جامعه» ايجاد اختلاف ميكند و تناقض دارد و اگر نياز جامعه را دولت بخواهد تأمين بكند، بايد تمايل افراد را هم در نظر بگيرد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ولي به نظر ما كه اين را تهيه كرديم تناقض نيست، به اعتبار اينكه وقتي دولت مشاغل را بر طبق نياز جامعه هدايت كرد تمايل افراد را بعداً تأمين خواهد كرد.
بشارت ـ اگر دولت فقط نياز جامعه را تأمين بكند، تمايل افراد سلب ميشود مگر اينكه تمايل افراد سلب نشود، يعني دولت نياز جامعه را در نظر بگيرد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ البته امكاناتي را كه دولت فراهم ميكند بر طبق نياز است، اما فرد چه شغلي را مايل است انتخاب نمايد، اين دو تا با هم منافاتي ندارد.
آقاي مراغهاي بفرمائيد.
مقدم مراغهاي ـ بنام خدا.
دوست عزيز، آقاي بشارت فرمودند، مطلبي بود كه اگر نميگفتند امشب خوابشان نميبرد.
حقيقت مطلب اين است كه اگر بنده هم نگويم خوابم نميبرد و آن اين است كه اين موضوع عقدهاي شده است...
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مراغهاي راجع به شغل است؟ يا راجع به اصل قبلي؟ مقدم مراغهاي ـ راجع به شغل است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ پس بفرمائيد.
مقدم مراغهاي ـ مطلب از اين قرار است كه اين يك نقص عمده دارد حالا آقايان اصرار دارند، بنده اول راجع به شغل بگويم و بعد عقدهام را عرض بكنم.
همانطوريكه كراراً گفته شده كه بايد عليه ظلم و تبعيض به نفع مستضعفين تصميم بگيريم، بنده ميخواستم اين را عرض بكنم و آن اينكه كار به عنوان حق براي افراد شناخته بشود يعني تنها اين نباشد كه هر كس كاري متناسب با وضع خودش پيدا كند.
بلكه جامعه موظف باشد كه براي هر فردي كاري را در نظر بگيرد و در مقابل آن كار هم دستمزد مناسبي بدهد.
بنده براي اين كه وقت را نگيرم فكر كردم اينطور پيشنهاد اصلاحي بدهم، البته اين مطلب را به عنوان پيشنهاد عرض نميكنم بلكه منظور من روشن شدن مطلب است.
كار، حق و تكليف هر فرد ايراني است و هر كس ميتواند كار خود را آزادانه انتخاب بكند مگر كارهائي كه خلاف قانون يا اخلاِ يا بهداشت عمومي باشد.
بنده ميخواهم عرض كنم كه اين چند اصلي كه اينجا مطرح شد، كه يكي از آنهااصل آزادي اجتماع بود نفهميدم چطور شد كه با آن مخالف شد در صورتيكه يك از مباني اسلام است.
خود آقايان توجه داريد كه الان راجع به اين نمازجمعه چقدر اصرار شده، بنابراين وقتي كه ميگوئيم اصل اجتماع آزاد است ديگر صحبت از قيود نيست من تعجب كردم مگر اجتماع حج بزرگترين دليل اجتماع نيست كه اسلام آن را قبول كرده است؟ نماز جمعه هست، مساجد هست، پس اصل آزادي اجتماع در اسلام وجود دارد و مورد تأييد و قبول است حالا چطور شد ك بااين اصل مخالفت كرديم، براي اينكه يك پيشذهنيتهائي داشتيم كه ممكن است كساني بيايند و از موضوع سوء استفاده بكنند و فساد بوجود آورند ولي بهتر بود كه اصل را قبول ميكرديم و ميگفتيم قانون، مشخصات و محدوديتها را تعيين خواهد كرد.
لكن با كمال تأسف بنده نميدانم چطور شد كه با اصل آزادي اجتماع و چند اصل ديگر مخالفت شد، زيرا واقعاً اينها بر اساس مباني اسلام است و خوب نبود طوري طرح بشود كه به آنها رأي داده نشود و انعكاس بد و نامطلوبي داشته باشد.
بنده معتقدم كه همة آقايان علما با اين چند اصل و بطور كلي با آزادي بيان، آزادي اجتماع، آزادي قلم موافق هستند و از آقايان خيلي معذرت ميخواهم كه دوباره مصدع شدم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ امروز آقاي بشارت و آقاي مراغهاي براي اينكه نظر خودشان را در زمينة اصول قبلي بگويند، مطابق با نظم عمل نكردند، خوب چه عيبي دارد اقلا حالا مطالبشان را بيان كردند.
در ضمن بايد يك تذكري به آقاي مراغهاي بدهم كه در ذيل اصل، همين مطلب را نوشتهايم، آنجا كه نوشتهايم «دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون و براي همه افراد امكان اشتغال بكار و شرايط مساوي را، براي احراز مشاغل ايجاد نمايد.
» اين مفصلتر و واضحتر و قاطعتر از آن چيزي است كه شما ميخواستيد در اول بياوريدئ چون اول گفتيم كه هر كس حق دارد شغلي را كه ميخواهد داشته باشد بايد با رعايت نيازهاي جامعه و با شرايط مساوي فراهم نمايد.
آقاي طاهري گرگاني بفرمائيد.
طاهري گرگاني ـ در بعضي از موارد نيازهاي اجتماعي جزء واجبات كفائيه است كه حاكم ميتواند اجبار كند.
بنابراين در همه جا نميتوان رعايت ميل افراد را در نظر گرفت.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم شيرازي بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ عرض بنده اين است كه آنچه از وضع بحثهاي امروز دربارة اين اصل فهميديم آقايان به دو گروه تقسيم شدهاند، عدهاي ميخواهند حداكثر آزاديها را رعايت كنند و عدهاي هم مثل اينكه ميخواهند عمل به احتياط كنند.
(همهمة نمايندگان) اجازه بدهيد من مطلبم را بگويم تا كاملا روشن شود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقايان: كرمي، طاهري، بنده گمان ميكنم امروز و فردا اينقدر وقت كافي باشد وقتي در مطلب آقاي مكارم و يا در مطلب آقايان ديگر چيزي هست كه به نظرتان صحيح نميرسد، بعد از نطق ناطق بيان كنيد.
اين رسم بدي است كه وقتي كسي گرم صحبت است سخنش را قطع كنند.
آقاي طاهري گرگاني بهتر است اين رسم را كنار بگذاريد، چه تأكيدي هست كه وقتي كسي جملهاي و يا كلمهاي خلاف نظر ما ميگويد فوري توي حرفش بدويم و نظرمان را بگوئيم (طاهري گرگاني ـ مطلب فوتي بود) خير هيچ فوتي هم نبود، همه ما اينجا هستيم و آقايان هم تشريف دارند، آقاي مكارم شيرازي بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ معذرت ميخواهم در تعبير بيان من سوء تفاهمي بين آقايان شده است، خدا ميداند ميخواهم طوري بشود كه كارمان پيش برود.
(نايب رئيس ـ ان اريد الا الاصلاح ما استطعت) عرض بنده اين است كه وقتي نوشته ميشود «كتب ضاله» دو گروه به آن رأي نميدهند و من اينطور احساس ميكنم كه بعضي اين را كافي ندانستهاند و بعضي هم زائد دانستهاند و اين باعث ميشود كه در اينگونه اصول همينطور بمانيم و جلو نرويم.
من نميگويم چيزي از اسلام و يا چيزي از انسانيت كم بگذاريد، بلكه ميگويم بيائيد كمي افكارمان را نزديكتر كنيم تا بتوانيم دربارة موضوعي كه لازم بنظر ميرسد تفاهم ايجاد كنيم والا همه اينها به هم ميپيچد و هيچكدام از اين اصول پيش نميرود، عرض بنده اين بود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بدهيد اگر مطلب روشن شد به بحث ديگر بپردازيم.
حالا اسامي آقاياني كه اينجا اسم نوشتهاند ميخوانم آقايان: خامنهاي ـ باريك بين ـ موسوي تبريزي ـ مهندس دانش راد ـ بني صدر ـ طاهري گرگاني ـ طاهري اصفهاني و آقاي دكتر قائمي هم قبلا به عنوان موافق اسم نوشتهاند، آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ راجع به عبارت «مخالف اسلام و مصالح عمومي و حقوِ ديگران» توضيح بدهيد كه منظور چيست؟ و دربارهاش يك مثال هم بزنيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ فرض كنيد در يك خيابان يك نانوائي سرمايهگذاري كرده و نانوائي باز كرده و يك شخص ديگري هم به شهرداري مراجعه ميكند كه در ده متري او يك نانوائي ديگر باز كند در حاليكه محل، كشش ندارد و نتيجتاً هر دو آنها زيان ميبينند، اگر آن شخص آدم خيلي هشياري نباشد كه راهنمائي شهرداري در ذهن او اثر بكند و پافشاري بكند و بگويد آقا حق شغل، آزاد است، بنابراين من ميخواهم اين كار را داشته باشم، اين بر خلاف مصالح عمومي و حقوِ ديگران است كه البته انواع متعدد دارد و من فقط خواستم يك نوعش را مثال بزنم.
آقاي بنيصدر بفرمائيد.
بني صدر ـ در تاريخ ما استمرار داشته.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بدهيد اقلا سريعتر بگذريم.
يكي از نمايندگان سؤال ميكند به جاي شرايط مساوي شرايط مناسب بگذاريم تا اينطور خيال نشود كه شرايط مساوي يعني مثلا اگر يك مهندسي كار ندارد و يك كارگري هم كار ندارد و براي هر دو شرايط مساوي احتمال دارد ميگوئيم هر دو يك جور مزد بگيرند، خير ما نگفتيم هر دوي آنها يك جور مزد بگيرند، ما گفتيم دولت بايد براي همه مردم جمهوري اسلامي با شرايط مساوي كار ايجاد بكند يعني كاري نكند كه به تعبير شما مهندسي بتواند زودتر از كارگر كار پيدا كند.
دولت وظيفه دارد طوري شرايط اشتغال را فراهم كند كه كارگر هم بتواند براحتي كار پيدا كند و هر دو از نظر امكان پيدا كردن كار، نه از نظر نوع كار مساوي باشند.
آقاي موسوي تبريزي سؤالي هست؟ موسوي تبريزي ـ پيشنهادي است راجع به كفايت مذاكرات.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب آقاي مهندس دانش راد بفرمائيد.
مهندس دانش راد ـ جنبة مثبت رعايت حقوِ ديگران را آقاي بنيصدر فرمودند ولي جنبة منفيش را چطور حل كنيم زيرا در گذشته انحصار ايجاد ميكردند كه از اين جهت كشور ما مشكلات فراوان داشته، مانند كارخانجات روغن نباتي و كارخانجات لوزام ديگر.
نايب رئيس (بهشتي) ـ هر نظمي همينطور است اگر خوب اجرا كنند سود دارد و اگر همان نظم را بد اجرا نمايند عاقبتش ضرر و زيان است.
هميشه اين خاصيت نظم است.
دانش راد ـ معمولا هميشه آن نظم، بدش ميچربد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اميدوارم اينطور نباشد، آقاي بني صدر بفرمائيد.
بني صدر ـ بلي حقوِ جامعه هميشه مقدم است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي طاهري اصفهاني سؤالي هست؟ طاهري اصفهاني ـ بنده سؤالم اين است كه آيا منظور نويسندگان اين متن اين است كه در پيش نويسهاي قبلي عبارت «مخالف حقوِ ديگران» را ننوشتهاند؟ حالا شما آنرا بخوانيد و با هم مقايسه كنيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يعني ميفرمائيد نخوانده تهيه كرديم؟ طاهري اصفهاني ـ ميخواهم بدانم چرا اين بر آن مقدم است آيا منظورتان از «مخالف حقوِ ديگران» همان مثالي است كه دربارة نانوايي زديد؟ اين مسأله انحصارطلبي ميشود كه به اثبات آقاي خامنهاي مخالف اسلام است و اما اگر فقط همينطور جلو نفع ديگري يا جلو در آمد زياد ديگري را ميگيرد كه اشكالي ندارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي اشراقي سؤالتان را بفرمائيد.
اشراقي ـ از سوالم صرفنظر كردم چون مطلب بنده هم همان بود كه آقاي طاهري فرمودند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي تبريزي سؤالي داريد؟ موسوي تبريزي ـ شما فقط يك مثال زديد، در شرع از اين مثالها زياد داريم مثلا كسي كه ميآيد در بازار زرگرها آهنگري درست ميكند اين شرعاً جايز نيست.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب سؤالات تمام شد، اصل را يك بار ميخوانم: اصل 32 (اصل بيست و هشتم) ـ هر كسي حق دارد شغلي را كه بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عمومي و حقوِ ديگران نيست برگزيند.
دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون براي همه افراد امكان اشتغال بكار و شرايط مساوي را براي احراز مشاغل ايجاد نمايد.
لطفاً گلدانها را براي اخذ رأي ببريد.
(اخذ رأي بعمل آمد و نتيجة آن به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) ـ عدة حاضر در جلسه در موقع رأيگيري شصت و سه نفر، شمارة آراء شصت و سه رأي، موافق پنجاه و هشت نفر، مخالف يك نفر، ممتنع چهار نفر، بنابراين تصويب شد.
تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند)
5ـ پايان جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ عنايت بفرمائيد ما براي اينكه فردا بتوانيم روي اين اصول بيشتر تبادل نظر بكنيم فردا صبح جلسه فوِ العاده نخواهيم داشت و بجايش جلسة مشترك گروهها خواهد بود.
(جلسه ساعت هجده و ده دقيقه پايان يافت) نايب رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي
بسيار خوب آقاي هاشمي به عنوان مخالف بفرمائيد صحبت كنيد.
سيد منيرالدين هاشمي ـ مسألة آزادي افكار و عقايد مسأله ايست كه براي حفظ و انسجام و اتحاد يك ملت بايد مورد توجه و اهميت قرار گيرد، ولي بايد واقعيتهاي اينرا ملاحظه كرد من دو يا سه مورد از اثرات بسيار ابتدائي سانسور كردن عقايد را خدمت آقايان عرض ميكنم.
وقتي كه جلوي يك نفر را گرفتند حتماً حس كنجكاوي او تحريك ميشود و خيال ميكند دارند كمالي را از او سلب ميكنند و قطعاً پس از آنكه با مرارت توانست به آن فكر دست يابد نسبت به آن علاقه پيدا ميكند.
علاوه بر اين ميبينيد مفاهمهاش ممنوع است و بحث و بررسي از آن آزاد نيست، بالنتيجه شما در اين مرحله از جامعه جدائي انداختهايد و حتماً آدم متعصبي به اين فكر خواهد افتاد و نهايتاً به عقده هم ميرسد و انفجار هم به دنبال ميآورد و براي پيشگيري از اين مسأله كه يك امر واهي بزرگ نشود و به صورت حقيقت جلوه نكند كه فرد روي آن گرايش و متعصب بشود و در راه دفاعش عقدهدار شود و قيام كند، اين اصل تدوين شده است.
اما بايد به يك واقعيت ديگري هم كنار اين توجه كرد.
گر چه ما معتقديم كه مكتبمان حق است و در اين مطلب قاطع هستيم و بر اساس منطق رياضي ميشود اين امر را خيلي راحت ثابت كرد و همه آقايان اطلاع دارند و بحمدالله ميتوانند ثابت كنند.
غرض اينست كه از ضعف منطق نيست كه ما ميگوئيم سانسور بكنيم و سانسور هم نميخواهيم بكنيم، بلكه عينيت جامعه و وضع ايدئولوژي طرف مقابل را ملاحظه ميكنيم، آنها از نظر هنري بسيار قوي هستند.
اين مسأله هنر را ساده فرض نكنيد چون براي ساختن يك فيلم گاه ميليونها تومان خرج ميكنند خصوصاً اگر يك فيلم مكتبي باشد و دولتهاي ديگر من باب مثال ماترياليستها اين سرمايهگذاريها را كردهاند و شما فرجه و فرصتي كه يك چنين بودجهاي را در اين راه سرمايهگذاري كنيد نداريد و يااز نظر آزادي امكانات را نداشتهايد و مرتباً در حال ستيز بودهايد.
بنابراين در زمينههاي هنري و فيلم و نوشته در مكتب مقابل شيوههاي بسيار متنوع وجود دارد و از طرف ديگر نصف جمعيت كشور بيسوادند بنابراين يك نفر به راحتي ميتواند يك ساك بردارد و چند حلقه فيلم كوچك داخل آن بگذارد و به دهات برود و خيلي زود هم ميتواند افراد روستائي را جلب كند.
بنابراين آنها براي تحريك افراد كم اطلاع مجهز به هنري هستند كه نيازي به تحصيل چندان ندارد و شما به اين اسلحه مجهز نيستيد، بعلاوه آنها به شيوههاي جديد نويسندگي مجهز هستند، ولي در ايران به تازگي بيان سادهنويسي در حوزهها متداول شده است.
البته از نظر منطقي بسيار قوي و غني ولي از نظر هنري ضعيف هستيم، حالا يك مطلب ديگري را مورد توجه آقايان قرار بدهم و آن فقر محروميت ناشي از نارسائيهاي اقتصادي دوران طاغوت است كه عقدههاي بسيار زيادي را متراكم كرده، زيرا همينكه كسي در باغ سبر نشان بدهد خيال ميكنند واقعاً جنب المأوي پشت سرش است.
در چنين زمينهاي كه طبيعتاً آنها از نظر هنري مجهز و نصف ملت ما بيسوادند يعني قدرت محاسبه منطقي ندارند واز نظر رواني عقدهدار هستند.
آيا صحيح هست در اينجا حد آزادي به مطبوعات بدهيم يا يك كار ديگري بكنيم كه جمع بين همه اينها باشد و آن اينست كه پيشنهاد سمينار بين حوزه و دانشگاه داده است چنانچه هيأت رئيسه صلاح بدانند بعد اين اصل را تكميل كنند و زمينة مهاجه بين دانشگاه و حوزه را معين كنند و نيز ميز گردي تشكيل شود كه دائماً در آنجا افرادي براي بررسي حاضر باشند.
آنوقت براي ما خيلي ساده است كه «تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد» چون ما منطقمان يك منطق برتر است و نميخواهيم سانسور بكنيم، ما ميخواهيم ببينيم كسانيكه از نظر منطقي ميتوانند شركت كنند تعدادشان چقدر است.
اينكار را در دانشگاه و در حوزه قرار بدهيد كه غير از دانشجويان كسانيكه تا تحصيلات ديپلم دارند بتوانند شركت كنند.
(نايب رئيس ـ آقاي هاشمي يكدقيقه از وقت شما باقي است.)
ما نبايد فراموش بكنيم كه در بسياري از نقاط دنيا مساله روزنامهنگاري عين مكتب ما به صورت شانتاژ سياسي در آمده است كه بيشتر در جهت سياسي ميچرخد بر خلاف مكتب اسلام كه بر اساس حقانيت خودش ميباشد و حاضريم روي آن صحبت كنيم و اگر در سطح كل كشور چنين سميناري درست شد حاضرم به عنوان يكي از كوچكترين اعضاي اين مجلس روي روابط سياسي قانون اساسي مناظره كنم و ثابت كنم كه بهترين دموكراسي مكتبي را كه ميشود مطرح كرد اسلام دارد و بحمدالله تا حدودي هم در كليات آمده كه ان شاء الله در بقية اصول تكميل خواهد شد.
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مولوي عبدالعزيز جنابعالي ميخواهيد به عنوان موافق يا مخالف صحبت ميكنيد؟ (مولوي عبدالعزيز ـ موافق) بفرمائيد.
مولوي عبدالعزيز ـ الحمدالله كفي و سلام علي عبادهالذين اصطفي.
اما بعد برادران اسلام و علماي اعلام حضار گرامي منظور از عرايضي كه ميخواهم بكنم اين است كه ما خيلي سعي و كوشش داريم كه دستورات اسلام در كشورهاي اسلامي رواج پيدا كند و مردم اسلام را بپسندند و قبول كنند، اما بايد بدانيم كه امروزه دورة آگاهي و فرهنگ و دانش است مردم هيچ مطلبي را بدون عقل و منطق نميپذيرند بنابراين ما بايد اسلام را طوري به مردم بفهمانيم كه مردم بپذيرند.
اسلام يك دين فطري و يك دين طبيعي است و همة مردم آماده هستند كه اسلام را قبول كنند و به طرف اسلام بگروند و بيايند و فداكاري كنند اما به شرطي كه دوستان ما، برادران ما و علماي اعلام و همة ما بتوانيم اسلام را آنطور كه هست و بايد و شايد به مردم بفهمانيم نه آن اسلامي را كه تنها خود ما بفهميم بلكه اسلام واقعي را، اسلام حقيقي را و اسلامي را كه بر مبناي قرآن باشد.
كدام بد قسمت است كه آنرا قبول نميكند؟ امروز تمام ملل دنيا محتاج به اسلام و تعاليم عاليه اسلام هستند، از ماده و ماديات بيزارند زيرا آنقدر ماديات دارند كه بيزار شدهاند و خودشان اعتراف ميكنند كه با اينكه از نظر ماديات غني هستند سكون و آرامش ندارند پس مردم همه تشنة اسلامند زيرا اسلام دواي همة دردها هست به شرط آنكه ما اسلام را با همان چهره واقعي به مردم نشان بدهيم و اسلام را محدود نكنيم و اسلام را منحصر به عقل و فكر خودمان نكنيم در آنصورت است كه همة مردم به سوي اسلام ميآيند چون اسلام يك دين طبيعي است و اگر ما بتوانيم به مردم بفهمانيم كه رئيس جمهوري ميتواند يك مسلمان كامل باشد و يك نفر بقال، حمال، كارگر، كارفرما، او هم ميتواند يك مسلمان واقعي باشد.
لهذا منظورم اين بود كه بر موهومات زياد تكيه نكنيم كه من و شما هر چه سعي بكنيم كه قوانين و مقررات را چهارچوبه بكنيم تا وقتي كه مردم نفهمند آنرا قبول نميكنند زيرا مردم اخلاِ من و شما را ميبينند مردم رفتار من و شما، نشست و برخاست من و شما، طرز بر خورد من و شما را ميبينند.
ما بايد نمونه قرآن و اسلام باشيم در اينجا كه نشستهايم بايد به يكديگر احترام بگذاريم يكديگر را از خود بهتر بدانيم من چه عرض كنم «امهات الامراض مرضها» متوجه عرضم باشيد بيخ همه مرضها، اين است كه من به خودم خوشبين باشم و به برادرانم بدبين، اين ام الامراض است كه من فكر بكنم كه تنها من ميدانم و آنچه كه من ميگويم حق است و آنچه كه برادران و دوستان و ديگران ميفهمند حق نيست.
اين ام الامراض است كه انسان نسبت به خودش خوشبين و نسبت به ديگران بدبين باشد.
(نايب رئيس ـ دو دقيقه به وقت جنابعالي باقيمانده است) خيلي عذر ميخواهم، دوستان ما يكساعت و دوساعت و سه ساعت صحبت كردند براي من دو دقيقه ملاك عمل نيست من بايد تمام صحبتهايم را بكنم.
منظور من اينست كه من و شما بايد به يكديگر احترام بگذاريم و امر مرضها اينست كه من نسبت به خودم خوشبين و نسبت به ديگران بدبين باشم ما بايد فكر كنيم كه اگر يك دوستي چيزي بگويد شايد بهتر باشد و فقط به خود ننازيم و من بگويم آنچه كه ميگويم حق است لهذا منظورم اين بود كه راجع به اين اصل چند كلمه صحبت كنم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مولوي، آقاي مدني از شما سؤالي دارند، خواهش ميكنم گوش به سؤال ايشان بدهيد و جواب ايشان را بدهيد.
مدني ـ شما ميگوئيد در مجلس خبرگان كه براي قانون اساسي جمهوري اسلامي تشكيل شد يك نفر به اسلام جسارت بكند و اسم اسلام را به گوجه فرنگي تعبير كند و ما با او تندي نكنيم؟ مولوي عبدالعزيز ـ خيلي عذر ميخواهم، منظورم اين نيست، منظورم اينست كه با منطق و با شيرين زباني و با خوبي و با تواضع و فروتني يكديگر را قانع كنيم نه با پرخاش.
مدني ـ «فاعتدوا بمثل ما اعتدي عليكم» كسي كه به اسلام جسارت كند بايد كوبيده شود.
مولوي عبدالعزيز ـ «ادفع بالتي هي احسن» هم آية قرآن است «فاذا الذي بينك و بينه عداوة كانه ولي حميم و ما يلقبها» رشيديان ـ آقاي مرادزهي نمايندة مجلس خبرگان هستند و صدها هزار نفر به ايشان رأي دادهاند بايد به مقام خودشان و علماي اعلام كه اينجا كه بحث وحي ادفع بالتي هي احسن نيست منظور اين آيه در مقابل افراد غير مذهبي و غير اسلامي است.
مولوي عبدالعزيز ـ آيه عام است، منحصرش نكنيد.
حالا عرض من اينست كه قوانيني را اينجا پياده كنيم كه تمام برادران و تمام اقشار مردم از آن استقبال كنند.
حالا رسيدم به سر مطلب، حديث را همه ميدانيد چون همه عالم هستيد «المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده» مسلمان كسي هست كه مسلمانان ديگر از زبانش و از دستش در امان باشند و حديث ديگر اينست «لايؤمن احد كم حتي يحب لاخيه ما يحب لنفسه» هيچكدام از شما مؤمن كامل نميشود تا وقتي كه آنچه را كه به خودش نميپسندد به ديگران نپسندد منظورم اينست كه اينجا اين اصل خوب نوشته شده كه اهانت به شعائر ديني كسي نشود و همه موافق هستيم اما منظور عرضم اين بود كه همچنانكه اهانت و توهين به شعائر ديني گناه است همينطور اهانت به مقدسات ديني هم گناه است ما از راديو و از روزنامه و از تمام رسانههاي گروهي ميشنويم كه نسبت به خلفاي پيغمبر اكرم صلي الله عليه و سلم اهانت ميشود خيلي عذر ميخواهم از دوستانم و آنهائي كه در رأس علم عمل هستند توصيه بفرمائيد كه نسبت به خلفاي پيغمبر در رسانههاي گروهي توهين نشود.
سنيها برادران شما هستند تمام دنيا ميخواهد دست به سوي شما دراز بكند ما بايستي دست همه را بفشاريم و به تمام مسلمانان دنيا دست بدهيم، وقتيكه دنياي اسلام و عالم عرب از راديوي تهران ميشوند كه نسبت به خلفا و مقدسات آنها اسائه ادب و توهين ميشود چه جور آنها ما را برادر خودشان ميدانند و خودشان را برادر ما تصور ميكنند، لهذا من از دوستان تقاضا ميكنم با اين فكر كه گذشته را صلوات و آينده را احتياط توصيه بفرمائيد كه در رسانههاي گروهي نسبت به كليه اقشار مردم و تمام اقليتهاي ديني و تمام مذاهب تحقير و اسائه ادب نشود تا مردم تحريك نشوند.
عرض ديگري ندارم و آخر زمان الحمدالله رب العالمين.
نايب رئيس (بهشتي) ـ از برادرمان آقاي مولوي عبدالعزيز خواهش ميكنم كه اگر مواردي مشخص سراغ دارند كه دستگاههاي راديو و تلويزيون چنين چيزي را كه بيان كردند در برنامههايشان داشتهاند، تاريخ و ساعت نوع مطلب آنرا اعلام بفرمايند تا رسيدگي فوري و قطعي بعمل بيايد تا مبادا بينندگان و شنوندگان برنامهها دچار شبهه شوند كه دستگاههاي تبليغاتي جمهوري اسلامي ايران چنين سهلانگاريها و چنين و رويههائي دارد و دستگاه رهبري و اداره مملكت در برابر آن بيتفاوت و ساكت است.
(مكارم شيرازي ـ ما موردي را سراغ نداريم.)
بلي دوستان ميفرمايند موردي را سراغ ندارند لذا از آقاي مولوي خواهش ميكنيم كه اگر موارد مشخصي هست به ما اطلاع بدهند تا هم دوستان مطلع بشوند و هم اقدام بشود.
مولوي عبدالعزيز ـ تاريخ و موردش را كتباً مينويسم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خيلي متشكر ميشويم اگر كتباً مرقوم بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ بدون جهت كه چنين نطقي نميكنند لابد موردي ديدهاند موردش را بگويند تا ما جلويش را بگيريم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ميگويند كتباً اطلاع ميدهند آنوقت ما اقدام ميكنيم.
پرورش ـ وقتيكه مطلب مستند داشتند بيايند صحبت بكنند، در غير اين صورت فكر ميكنم خلاف انصاف باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي پرورش بنده توضيح دادم كه همه برادران و خواهران اهل تسنن در ايران و خارج از ايران اطلاع داشته باشند كه اگر موردي ايشان سراغ دارند كتباً اطلاع ميدهند و سريعاً هم رسيدگي و اقدام خواهد شد.
به عنوان مخالف آقاي سبحاني اسم نوشتهاند بفرمائيد.
سبحاني ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
من فكر ميكنم اين سه اصل يك اشكال مشترك در ذهن دوستان دارد و اين اشكال اگر حل نشود هر سه اصل دچار وقفه خواهد شد يكي دربارة مطلق احزاب و مطلق شخصيتها و جمعيتهاست، هر چند مقيد به دين و مذهب مطلقاً نباشد.
هم چنين عين اين اشكال نيز در مسأله تشكيل اجتماعات و راهپيمائيها هم وجود داشت و همان اشكالي كه آن دو اصل داشت، متوجه اين اصل هم هست يعني آنجائي كه استثناء ميكند استثناء را تا آن حدي آورده است كه آن اشكال مختصري كه در ذهن اكثر دوستان موجود هست مرتفع نكرده است بنابراين بايد يك فكري براي هر سه اصل از نظر احسن شبهه كرد كه مورد تصويب قرار بگيرد.
نكته ديگر اينست كه در آن پيشنويس متوسط كه گروه سه نوشته بودند كلمه فيلم نبود و بعداً تذكر داده شد كه نوار و تئاتر هم اضافه شد اما در اين اصلي كه نوشته شده نوار و تئاتر نيست و شما ميدانيد كه تئاتر و نوار و سينما يكي از عوامل تبليغاتي عجيبي است و بايد تكليف آنها جوازاً و منعاً از نظر قانون معين بشود.
مطلب سومي كه با آن عرضم را تمام ميكنم و كوشش ميكنم كمتر از وقت مقرر بحث كنم اينست كه كتابهائي كه نوشته ميشود گاهي تماس با اسلام ندارد تماس به آن معني كه مثلا در حساب و هندسه ما كتابي مينويسيم كه البته در آن بحثي نيست ولي يك كتابهائي است كه دربارة مرام خاصي نوشته ميشود مثلا فرض بفرمائيد مالكيت از نظر احزاب ديگر نوشته ميشود يا دربارة عقايد ملل مستقيماً با اسلام تماس ندارد ميگويند عقيدة من اينست و اينست و اين هم دليلش، ولي يك موقع كتابي است كه نه از نوع اول است كه هيچ تماس نداشته و نه قسم دوم است كه تماسش غير مستقيم باشد و با اسلام تماس مستقيم دارد فرض كنيد كتابي در نفع صانع و يا در رد قرآن مينويسند البته اهانت هم نيست كه مشمول كلمة اهانت به شعائر اسلام باشد ولي با توجه به مطالبي كه در جلسه مشترك جناب آقاي دكتر بهشتي فرمودند و با توجه به همه آنها چون همه آنها در ذهن ما هست آيا در چنين زمان و موقعيت كه امكانات ما از نظر تبليغ كم است صحيح است كه ما دست چنين افرادي را كه مسلماً نظر توطئه ندارند ولي شايد يك قصدي دارند كه كتابي در رد اسلام يا در رد قرآن يا در رد خاتميت و يا در رد مسائل ديگر مستقيماً مينويسند و منتشر ميكنند بازبگذاريم و ما به عنوان اينكه بايد مرام آزاد و عاقل باشند ومطالعه كنند و يا به قول دوست عزيز بايد ما برويم مردم را تفهيم كنيم ولي تا ما بخواهيم برويم و تفهيم كنيم و اشكال را از ذهن افراد بيرون بياوريم آن كتاب كار خودش را انجام ميدهد.
من به خاطرم ميآيد كه دو سال قبل در رژيم سابق يك كتابي در ايران از طرف يكي از سناتورها منتشر شد خوب اين كتاب به سبك خاصي در رد اسلام و قرآن نوشته شده بود و ديديم كه چه اثر بدي در ميان جوانان و افراد گذاشت كمتر كسي بود كه اگر آن كتاب را مطالعه ميكرد يك لغزش براي او پيش نميآمد البته افراد غير وارد را عرض ميكنم نه افراد متخصص را، حالا آيا صحيح است كه ما فكر را آزاد بگذاريم و مردم را ممنوع نكنيم به صرف اينكه ممنوعيت حرص بيشتري ميآورد اين كتابها را آزاد بگذاريم؟ آيا ضرر اين نوع آزاديها بيش از منافع متصور و مبين آن نيست؟ من فكر ميكنم اقلا اگر به كتابهاي تئوريك فكر نميكنيم كه دربارة بيان يك جمعيتي هست، آن كتابهائي كه تماس مستقيم با اسلام دارد حتماً بايد از اينجا مستثني بشود و پيشنهاد ميكنم اين جمله و يا شبيه اين جمله بيايد «و يا آنچه كه به منظور متزلزل ساختن عقايد اسلامي نشر ميشود» كه اگر قسم دوم را شامل نشود اقلا قسم سوم ممنوع باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متشكرم آقاي قرشي موافق هستيد بفرمائيد.
در اينجا بايد به آقاي سبحاني تذكر بدهم كه افزودن فيلم، نمايش، نوار به مورد است و ميتوانيم اضافه كنيم زيرا چيزي نيست كه اصل را تغيير بدهد.
قرشي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
ان هذه القرآن يهدي للتي هي اقوم...
، من به عنوان موافق با آزاد بودن نشريات و مطبوعات منتها با قيدي كه عرض خواهم كرد صحبت ميكنم.
مطلب اول اين است كه دين ما، اسلام ما يك منطق و جهانبيني قوي دارد كه به علت آن جهان بيني نه از سوسياليسم ميترسيم و نه از كاپيتاليسم و نه از كمونيسم كه زائيدة سوسياليسم باشد.
مسأله دوم اين است كه اسلام تنها منحصر به ما مسلمانهاي اين مملكت نيست بلكه يكي از مأموريتهاي اسلام و قرآن اينست كه ديگران را هم بسوي اسلام و قرآن بكشد، قرآن نيامده است كه در اين مملكت بنده و امثال بنده را كه ميگوئيم مسلمانيم هدايت كند و به سعادت برساند، ما بايد براي ديگران اين مجال و مهلت را بدهيم كه آنها هم بتوانند به اسلام نزديك بشوند اسلام هم آنها را هدايت بكند.
شخص اگر مجال داشته باشد مافي الضمير خودش را اظهار بكند و آزادانه بگويد و بنويسد، اگر باطل باشد براي خودش و براي مردم روشن ميشود كه چيزي ندارد و خودش هم بتدريج منفعل ميشود و ديگران هم بر اينكه چيزي ندارد كاملا واقف ميشوند ولي اگر جلوي او را بگيريم به حكم «الانسان حريص علي ما منع» اين احساس برايش پيدا ميشود كه يك واقعيتي دارد و ديگران هم اين احساس را ميكنند و به دور او جمع ميشوند.
در زمان اميرالمؤمنين سلام الله عليه خوارج آزاد بودند كه تمام افكار و عقايدشان را بيان بدارند حتي نماز علي ابنابيطالب را قطع ميكردند و آياتي ميخواندند كه امام هم در نماز به آنها جواب ميفرمود و اين مقدار آزادي را داشتند ولي وقتي كه توطئه ميكردند بدون مهلت و مجال امام جلوشان را ميگرفت.
حالا يك دفعه منظور كساني هستند كه مسلمان نيستند و ايدة اسلامي ندارند ما ميخواهيم در آينده بطور كلي به استثناي اقليتهاي مذهبي همة آنهارا از بين ببريم، اين يك مساله است ولي اگر ميخواهيم واقعاً با روش صحيح و مخصوصي آنها را به طرف اسلام بكشانيم و سواد اسلامي را زياد بكنيم من اينطور احساس ميكنم كه بايد به آنها آزادي بيان و آزادي نشريات بدهيم منتها با اين قيدي كه توطئه نباشد و امنيت را بر هم نزنند و توطئه بر عليه مباني اسلام تلقي نشود اين احساس من است والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خوب اصل را ميخوانم دو نفر موافق و دو نفر مخالف صحبت كردند و به سؤالاتي هم كه بود جواب داديم، اصل را به اين صورتي كه اينجا هست ميخوانم فيلم و نوار و نمايش اضافه شد چون ماهيت اصل محفوظ است.
رشيديان ـ عبارت «برخلاف مباني اسلامي» را هم اضافه كنيد چون رأي نميآورد و وقت ما تلف ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب اجازه بفرمائيد اين اصل را به اين صورت كه هست با دست رأي بگيريم و نظر خواهي بكنيم.
حائري ـ ممنوعيت نشر كتب ضلال را هم اضافه كنيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ چشم اضافه ميكنيم آقاي حائري، اي كاش صبح تشريف داشتيد چون روي اين بحث بود جناب آقاي حائري با كسالتي كه دارند همت ميكنند و محبت ميكنند و تشريف ميآورند اما صبح توفيق نداشتيم كه در خدمتشان باشيم اجازه بفرمايند كه متن را به همين صورت نظرخواهي كنيم بعد آنوقت قيود را كه اينجا يادداشت شده ببينيم به چه صورت اضافه كنيم يكي به اين صورت «نشريات، مطبوعات، فيلم، نمايش و نوار براي نشر مطالب آزاد است مگر در نشر مطالب مخالف عفت عمومي و اهانت به شعائر و مقدسات ديني و افترا و تعرض به شرف و حيثيت اشخاص و نشر اكاذيب و ترويج فساد، جرائم مطبوعاتي و كيفيت رسيدگي و مجازات آنها را قانون معين ميكند» موافقين با اين اصل به اين صورت دست بلند كنند (بيست و دو نفر دست بلند كردند) بيست و دو نفر با اين اصل به اين صورت موافقت دارند يك پيشنهاد هم اينست كه بايد اضافه شود «جلوگيري از تحريك و توطئه» يعني مطبوعاتي كه تحريك و توطئه ميكنند و يكي هم اينكه «ترويج فساد و بيديني» يك بيان هم اينست كه تعبير مصطلح «مگر نشر كتب يا نشريات ضاله».
حجتي كرماني ـ اگر بعد از كلمة «مخالف» كلمة «اسلام» را بگذاريد فكر ميكنم مسأله حل شود يعني به اين صورت «مگر در نشر مطالب مخالف اسلام و عفت عمومي» كه ميشود ضاله.
طاهري اصفهاني ـ بنده هم عرض كردم كتب ضاله اضافه شود.
طاهري گرگاني ـ نشريات گمراه كننده بنويسيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اگر ما بخواهيم ضاله را بياوريم آن هم با تعبير فارسي آن ميشود «مگر در نشر مطالب گمراه كننده مخالف عفت عمومي اهانت به شعائر الي آخر...
» منتها اين كلمة گمراه كننده را كه ما ميگوئيم كتب ضاله در فقه يك معناي خاصي را بيان ميكند ولي مطالب گمراه كننده مثلا يك كسي را گمراه ميكنند و ميگويند از خانة پدرت قهر كن، بگوئيم اين را هم گمراهش كرده، اينست كه اصطلاح بايد قدري روشنتر باشد.
طاهري گرگاني ـ جوانان را از راه بدر ميكنند پس بايد اعم باشد مثلا اگر رمانهاي مضرهاي بنويسند كه هم اينها را وهم آنها را شامل بشود...
مكارم شيرازي ـ به عبارت پس از نشر اكاذيب و كتب ضلال رأي بگيريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ به هر حال ما به اين صورت بيان ميكنيم «نشريات و مطبوعات، فيلم، نمايش، نوار براي نشر مطالب و بيان عقايد آزاد است مگر در نشر مطالب مخالف عفت عمومي و اهانت به شعائر و مقدسات ديني و افترا و تعرض به شرف و حيثيت اشخاص و نشر اكاذيب و ترويج فساد كتب ضلال، جرائم مطبوعاتي و كيفيت رسيدگي و مجازات آنها را قانون معين ميكند» موافقين با اين متن دست بلند كنند (چهل و دو نفر دست بلند كردند) چهل و دو نفر با اين تعبير موافق هستند كه كافي نيست.
آقاي كرمي بفرمائيد.
كرمي ـ افراد گروه منتخب آقايان هستند چطور آنچه كه شما تنظيم ميكنيد موقع رأي دادن مقيد هستيد كه بايستي عبارتتان تصويب بشود شما مگر از ما نيستيد؟ چرا به اين مطالب رأي نميدهيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ رأي دادند.
كرمي ـ شما مثل ما مسلمان هستيد (يكي از نمايندگان ـ هر كسي رأي ندهد مسلمان نيست.)
كار شما به ابوموسي اشعري و علي بن ابيطالب ميماند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي كرمي همه در دو نوبت رأي دادند بعضي در نوبت اول و بعضي در نوبت دوم رأي دادند.
حالا براي پرهيز از هر نوع شبهه با ورقه رأي ميگيريم تا كاملا مشخص باشد.
دكتر آيت ـ اجازه بفرمائيد بنده يك توضيحي بدهم نايب رئيس (بهشتي) ـ بفرمائيد.
دكتر آيت ـ اصلاحاتي كه شد گاهي اوقات در جهت محدود كردن است و بعضي اوقات در جهت وسيع كردن آزاديها است من به اين جهت به عنوان مخالف اسم نوشتم كه ميخواستم به بعضي قسمتها آزادي بيشتري بدهيم و البته در بعضي جهات هم بايد كمي محدود كرد و با اينكه دفعة اول رأي دادم به اين دليل دفعة دوم رأي ندادم زيرا داريم محدوديتهاي زيادي ايجاد ميكنيم، موضوع اين است كه ميگوئيم روزنامه آزاد است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ قرار نبود توضيح بدهيم.
دكتر آيت ـ از اين جهت عرض ميكنم كه اگر در جهت وسعت آزادي به اين اصل اضافه كنيد ممكن است يك مقداري بيشتر آزادي بياورد شما فقط از اين جهت ميرويد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بفرمائيد حالا رأي بگيريم چون دوستان ديگري هم نوبت گرفتهاند.
رباني شيرازي ـ چون دو سه نفر تازه آمدهاند متن را بخوانيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متن را ميخوانم: اصل 29 ـ نشريات و مطبوعات، فيلم و نمايش و نوار براي بيان نشر مطالب و بيان عقايد آزاد است مگر در نشر مطالب مخالف عفت عمومي و اهانت به شعائر و مقدسات دين و افترا و تعرض به شرف و حيثيت اشخاص و نشر اكاذيب و ترويج فساد و كتب ضلال.
طاهري اصفهاني ـ ميخواهيم مطلق ضلال را بگوئيم نه اينكه فقط كتاب را بگوئيم و به طور كلي هر چه گمراه كننده باشد، فيلم گمراه كننده، نوار گمراه كننده و كتب گمراه كنند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ «و مطالب ضلال جرائم مطبوعاتي و كيفيت رسيدگي و مجازات آنها را قانون معين ميكند» لطفا رأي بگيريد (اخذ رأي بعمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد.)
نايب رئيس (بهشتي) ـ عدة حاضر در جلسه شصت و شش نفر، شمارة آراء شصت و شش رأي، موافقين و چهل و پنج نفر، مخالف شش نفر، ممتنع پانزده نفر، به اصل بعد ميپردازيم، آقاي مراد زهي شما حق داريد پنج دقيقه صحبت كنيد اجازه ميفرمائيد بعد از اين اصل باشد؟ مراد زهي ـ خير.
نايب رئيس (بهشتي) ـ من اسم شما را يادداشت كرده بودم ولي گذاشته بودم براي پايان جلسه كه آن موقع مطلبتان را بفرمائيد ولي حالا كه اصرار داريد بفرمائيد صحبت كنيد.
مراد زهي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
من خيلي متأسفم كه جريان اينطور پيش آمد ولي اين تقصير بنده نيست بايد متوجه باشيد آقاياني كه اسباب و لوازم اين برخوردها را فراهم كرده بودند با وضعيتي كه در مورد جلسة قبل پيش آورده بودند و گواهيش مجلس و هيأت رئيسة مجلس هستند.
مهمترين مسألهاي كه مطرح است اين است كه آقايان نبايد فكر بكنند كساني كه لباس روحانيت تنشان نيست شايد علاقهاي به شعائر مذهبي و يا به اسلام نداشته باشند.
ما در اصل چهار همين قانون اساسي تصويب كرديم كه كلية قوانين و مقررات مدني، جزائي، مالي، اقتصادي، اداري، فرهنگي، نظامي، سياسي و غيره بايستي بر اساس موازين اسلامي باشد.
اين اصل بر اطلاِ و يا عموم همه اصول قانون اساسي و قانون اساسي و قوانين و مقررات ديگر حاكم است و تشخيص اين امر هم بر عهدة فقهاي شوراي نگهبان است يعني اين اصل را به اين خاطر آورديم كه بعداً عبارت «موازين اسلامي» تكرار نشود زيرا اين اصل بر تمام اصول اطلاِ ميشود.
مسأله دوم اين است كه بايد توجه داشته باشيم كه ما داريم قانون اساسي مينويسيم و نبايد در هر اصلي يك مرتبه اولش بنويسيم «در حكومت جمهوري اسلامي» بعد هم در ذيل ماده بنويسيم «بر طبق موازين اسلامي» بنده بخاطر اينكه اين مسائل تكرار نشود ميخواستم تذكر بدهم و آن مثالي هم كه من زدم غرض اين نبود كه شأن اسلام را پايين بياورم، شأن اسلام راكساني پايين ميآورند كه با اين قيود و محدوديتهائي كه دست و پا گير است، ميخواهند اسلام را محدود بكنند در صورتي كه من ميگويم شأن اسلام در اين است كه به مردم آزادي بدهد.
توجه بفرمائيد كه موضوع راجع به راهپيمائي بود.
شما حساب بكنيد هر قدرتي و بخصوص قدرت حاكمه هيچ وقت نميخواهد اعتراض بشنود.
ممكن است همين مسأله موازين اسلامي را دست آويز قرار بدهند بخاطر اينكه جلو راهپيمائي يا جلو اعتراضات را بگيرند و يك خفقاني در اين مملكت ايجاد بكنند.
و اما با توجه به آية 79 سورة بقره كه ميفرمايد «فويل للذين يبتغون الكتاب بايديهم ثم يقولون هذا من عندالله» بايد توجه داشته باشيم كه ما داريم قانون اساسي مينويسيم و ادعا ميكنيم اينها به استناد قرآن است، اما اگر محتواي قرآن را نداشته باشد فكر ميكنم بزرگترين گناهي است كه ما مرتكب خواهيم شد به هر حال خيلي متشكرم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مدني اعتراض ميكنند و ميگويند هر كسي به عنوان دفاع بينوبت صحبت نكنند ما هم همين كار را خواهيم كرد.
جناب آقاي مدني بر طبق آئين نامه اگر مطلب كسي طوري استنباط شود كه بر خلاف منظورش بود ميتواند بيايد آن مطلبش را فقط به مدت پنج دقيقه توضيح بدهد و آقاي مرادزهي خواستند اين توضيح را بدهند.
مدني ـ بسيار خوب.
4ـ طرح و تصويب اصل 32 (اصل بيست و هشتم) نايب رئيس (بهشتي) ـ اصل 32 قرائت ميشود.
اصل 32 ـ هر كس حق دارد هر شغلي را كه بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عموم و حقوِ دگران هم نباشد برگزيند.
دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون براي همة افراد امكان اشتغال به كار و شرايط مساوي را براي احراز مشاغل ايجاد نمايد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ دوستاني كه سؤالي دارند و اسم هم نوشتهاند به اين ترتيب هستند.
آقاي مكارم شما سؤالي داريد؟ مكارم ـ بنده پيشنهادي دارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي پرورش سؤالي داريد؟ پرورش ـ بنده مخالف هستم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مقدم مراغهاي سؤالي داريد؟ مراغهاي ـ مخالف هستم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي فاتحي.
فاتحي ـ بنده موافق هستم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي بشارت بفرمائيد.
بشارت ـ همانطوري كه استاد غفوري فرمودند الان دنيا به اين مجلس مطالبي كه ما ميخواهيم به عنوان قانون اساسي ارائه بدهيم توجه كردهاند.
ما وقتي ميخواهيم قوانين تصويب كنيم بايد يك خرده هم ان قول و قرارها و وعدههائي را هم كه امام دادهاند فراموش نكنيم، امام مخصوصاً همين امروز آنها را تكرار كردند و در پاريس هم فرمودند كه ديگران هم حق دارند حرفشان را بزنند و مطالبشان را بگويند.
حرف زدن يا به گفتن است و يا به نوشتن و يا به سخنراني است.
ما بدون توجه به اين مطالبي كه امام فرمودهاند و وعده دادهاند، اينجا ميآئيم دايرهاش را ضيق ميكنيم و رأي هم نميآوريم و آبروي خودمان را هم ميبريم.
من از آقايان خواهش ميكنم يك كمي هم توجه بفرمايند ببينند امام چه گفته، آن امامي كه ما را به اينجا رسانده و به آنها وعده دادهاند.
ما بوديم و اين آقايان هم بودند بعضيها شايد در شهر نبودند و با كمونيستها درگيري نداشتند و نميدانند كه وقتي به خاطر يك كتاب به آنهافشار بياوريم هم آبروي ما را ميبرند و هم به هر قيمتي كه شده كتابشان را پخش ميكنند و با همة اين قيد ضلال هم كه نوشتيد بعد هر كتابي را كه بخواهند منتشر ميكنند.
آيا منظور از قيد كتاب ضلال همان بگير و ببند ساواك سابق نيست؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار متشكرم از مطلبي كه فرموديد اما مربوط به اين اصل نيست اي كاش راجع به اين اصل سخن ميگفتيد.
بشارت ـ اگر اين سخن را نميگفتيم امشب خوابم نميبرد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ حالا دوستان تصور نكنند كه چون مطلبي كه آقاي بشارت فرمودند مطابق سليقه گروه دوستان ما بوده من به ايشان اجازه دادم.
آقاي پرورش به عنوان مخالف بفرمائيد.
پرورش ـ اينجا يك حقي قائل شدهايد، البته مشروط بر اين كه مخالف با اسلام و مصالح عمومي و حقوِ ديگران نباشد.
فقط در اين حق شغل، تمايل افراد مطرح است و با توجه به اينكه اگر تمايل مطرح باشد ممكن است شغلهاي كاذبي كه معمولا در نظام سابق هم زياد بود و ظاهرش هم اين بود كه مخالف با اسلام و مصالح عمومي نبود اين شغلهاي كاذب تورم ايجاد بكند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي پرورش اين ذيل را هم دارد كه «دولت موظف است با رعايت نياز جامعه».
پرورش ـ اگر اين به اعتبار افراد باشد و افراد حق دارند شغلي انتخاب بكنند و در قسمت بعد يك وظيفهاي براي دولت معين شده كه دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون، براي همه افراد امكان اشتغال بكار بدهد و شرايط مساعد را براي احراز مشاغل ايجاد كند، آنجا حق شغل را در صورت تمايل براي افراد آزاد گذاشته و اينجا دولت موظف است كه با رعايت نياز جامعه آنرا تأمين كند، بنابراين، اين دو مطلب با هم تناقض دارد زيرا تمايل افراد اگر شرط باشد، با قسمت «نياز جامعه» ايجاد اختلاف ميكند و تناقض دارد و اگر نياز جامعه را دولت بخواهد تأمين بكند، بايد تمايل افراد را هم در نظر بگيرد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ولي به نظر ما كه اين را تهيه كرديم تناقض نيست، به اعتبار اينكه وقتي دولت مشاغل را بر طبق نياز جامعه هدايت كرد تمايل افراد را بعداً تأمين خواهد كرد.
بشارت ـ اگر دولت فقط نياز جامعه را تأمين بكند، تمايل افراد سلب ميشود مگر اينكه تمايل افراد سلب نشود، يعني دولت نياز جامعه را در نظر بگيرد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ البته امكاناتي را كه دولت فراهم ميكند بر طبق نياز است، اما فرد چه شغلي را مايل است انتخاب نمايد، اين دو تا با هم منافاتي ندارد.
آقاي مراغهاي بفرمائيد.
مقدم مراغهاي ـ بنام خدا.
دوست عزيز، آقاي بشارت فرمودند، مطلبي بود كه اگر نميگفتند امشب خوابشان نميبرد.
حقيقت مطلب اين است كه اگر بنده هم نگويم خوابم نميبرد و آن اين است كه اين موضوع عقدهاي شده است...
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مراغهاي راجع به شغل است؟ يا راجع به اصل قبلي؟ مقدم مراغهاي ـ راجع به شغل است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ پس بفرمائيد.
مقدم مراغهاي ـ مطلب از اين قرار است كه اين يك نقص عمده دارد حالا آقايان اصرار دارند، بنده اول راجع به شغل بگويم و بعد عقدهام را عرض بكنم.
همانطوريكه كراراً گفته شده كه بايد عليه ظلم و تبعيض به نفع مستضعفين تصميم بگيريم، بنده ميخواستم اين را عرض بكنم و آن اينكه كار به عنوان حق براي افراد شناخته بشود يعني تنها اين نباشد كه هر كس كاري متناسب با وضع خودش پيدا كند.
بلكه جامعه موظف باشد كه براي هر فردي كاري را در نظر بگيرد و در مقابل آن كار هم دستمزد مناسبي بدهد.
بنده براي اين كه وقت را نگيرم فكر كردم اينطور پيشنهاد اصلاحي بدهم، البته اين مطلب را به عنوان پيشنهاد عرض نميكنم بلكه منظور من روشن شدن مطلب است.
كار، حق و تكليف هر فرد ايراني است و هر كس ميتواند كار خود را آزادانه انتخاب بكند مگر كارهائي كه خلاف قانون يا اخلاِ يا بهداشت عمومي باشد.
بنده ميخواهم عرض كنم كه اين چند اصلي كه اينجا مطرح شد، كه يكي از آنهااصل آزادي اجتماع بود نفهميدم چطور شد كه با آن مخالف شد در صورتيكه يك از مباني اسلام است.
خود آقايان توجه داريد كه الان راجع به اين نمازجمعه چقدر اصرار شده، بنابراين وقتي كه ميگوئيم اصل اجتماع آزاد است ديگر صحبت از قيود نيست من تعجب كردم مگر اجتماع حج بزرگترين دليل اجتماع نيست كه اسلام آن را قبول كرده است؟ نماز جمعه هست، مساجد هست، پس اصل آزادي اجتماع در اسلام وجود دارد و مورد تأييد و قبول است حالا چطور شد ك بااين اصل مخالفت كرديم، براي اينكه يك پيشذهنيتهائي داشتيم كه ممكن است كساني بيايند و از موضوع سوء استفاده بكنند و فساد بوجود آورند ولي بهتر بود كه اصل را قبول ميكرديم و ميگفتيم قانون، مشخصات و محدوديتها را تعيين خواهد كرد.
لكن با كمال تأسف بنده نميدانم چطور شد كه با اصل آزادي اجتماع و چند اصل ديگر مخالفت شد، زيرا واقعاً اينها بر اساس مباني اسلام است و خوب نبود طوري طرح بشود كه به آنها رأي داده نشود و انعكاس بد و نامطلوبي داشته باشد.
بنده معتقدم كه همة آقايان علما با اين چند اصل و بطور كلي با آزادي بيان، آزادي اجتماع، آزادي قلم موافق هستند و از آقايان خيلي معذرت ميخواهم كه دوباره مصدع شدم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ امروز آقاي بشارت و آقاي مراغهاي براي اينكه نظر خودشان را در زمينة اصول قبلي بگويند، مطابق با نظم عمل نكردند، خوب چه عيبي دارد اقلا حالا مطالبشان را بيان كردند.
در ضمن بايد يك تذكري به آقاي مراغهاي بدهم كه در ذيل اصل، همين مطلب را نوشتهايم، آنجا كه نوشتهايم «دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون و براي همه افراد امكان اشتغال بكار و شرايط مساوي را، براي احراز مشاغل ايجاد نمايد.
» اين مفصلتر و واضحتر و قاطعتر از آن چيزي است كه شما ميخواستيد در اول بياوريدئ چون اول گفتيم كه هر كس حق دارد شغلي را كه ميخواهد داشته باشد بايد با رعايت نيازهاي جامعه و با شرايط مساوي فراهم نمايد.
آقاي طاهري گرگاني بفرمائيد.
طاهري گرگاني ـ در بعضي از موارد نيازهاي اجتماعي جزء واجبات كفائيه است كه حاكم ميتواند اجبار كند.
بنابراين در همه جا نميتوان رعايت ميل افراد را در نظر گرفت.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم شيرازي بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ عرض بنده اين است كه آنچه از وضع بحثهاي امروز دربارة اين اصل فهميديم آقايان به دو گروه تقسيم شدهاند، عدهاي ميخواهند حداكثر آزاديها را رعايت كنند و عدهاي هم مثل اينكه ميخواهند عمل به احتياط كنند.
(همهمة نمايندگان) اجازه بدهيد من مطلبم را بگويم تا كاملا روشن شود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقايان: كرمي، طاهري، بنده گمان ميكنم امروز و فردا اينقدر وقت كافي باشد وقتي در مطلب آقاي مكارم و يا در مطلب آقايان ديگر چيزي هست كه به نظرتان صحيح نميرسد، بعد از نطق ناطق بيان كنيد.
اين رسم بدي است كه وقتي كسي گرم صحبت است سخنش را قطع كنند.
آقاي طاهري گرگاني بهتر است اين رسم را كنار بگذاريد، چه تأكيدي هست كه وقتي كسي جملهاي و يا كلمهاي خلاف نظر ما ميگويد فوري توي حرفش بدويم و نظرمان را بگوئيم (طاهري گرگاني ـ مطلب فوتي بود) خير هيچ فوتي هم نبود، همه ما اينجا هستيم و آقايان هم تشريف دارند، آقاي مكارم شيرازي بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ معذرت ميخواهم در تعبير بيان من سوء تفاهمي بين آقايان شده است، خدا ميداند ميخواهم طوري بشود كه كارمان پيش برود.
(نايب رئيس ـ ان اريد الا الاصلاح ما استطعت) عرض بنده اين است كه وقتي نوشته ميشود «كتب ضاله» دو گروه به آن رأي نميدهند و من اينطور احساس ميكنم كه بعضي اين را كافي ندانستهاند و بعضي هم زائد دانستهاند و اين باعث ميشود كه در اينگونه اصول همينطور بمانيم و جلو نرويم.
من نميگويم چيزي از اسلام و يا چيزي از انسانيت كم بگذاريد، بلكه ميگويم بيائيد كمي افكارمان را نزديكتر كنيم تا بتوانيم دربارة موضوعي كه لازم بنظر ميرسد تفاهم ايجاد كنيم والا همه اينها به هم ميپيچد و هيچكدام از اين اصول پيش نميرود، عرض بنده اين بود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بدهيد اگر مطلب روشن شد به بحث ديگر بپردازيم.
حالا اسامي آقاياني كه اينجا اسم نوشتهاند ميخوانم آقايان: خامنهاي ـ باريك بين ـ موسوي تبريزي ـ مهندس دانش راد ـ بني صدر ـ طاهري گرگاني ـ طاهري اصفهاني و آقاي دكتر قائمي هم قبلا به عنوان موافق اسم نوشتهاند، آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ راجع به عبارت «مخالف اسلام و مصالح عمومي و حقوِ ديگران» توضيح بدهيد كه منظور چيست؟ و دربارهاش يك مثال هم بزنيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ فرض كنيد در يك خيابان يك نانوائي سرمايهگذاري كرده و نانوائي باز كرده و يك شخص ديگري هم به شهرداري مراجعه ميكند كه در ده متري او يك نانوائي ديگر باز كند در حاليكه محل، كشش ندارد و نتيجتاً هر دو آنها زيان ميبينند، اگر آن شخص آدم خيلي هشياري نباشد كه راهنمائي شهرداري در ذهن او اثر بكند و پافشاري بكند و بگويد آقا حق شغل، آزاد است، بنابراين من ميخواهم اين كار را داشته باشم، اين بر خلاف مصالح عمومي و حقوِ ديگران است كه البته انواع متعدد دارد و من فقط خواستم يك نوعش را مثال بزنم.
آقاي بنيصدر بفرمائيد.
بني صدر ـ در تاريخ ما استمرار داشته.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بدهيد اقلا سريعتر بگذريم.
يكي از نمايندگان سؤال ميكند به جاي شرايط مساوي شرايط مناسب بگذاريم تا اينطور خيال نشود كه شرايط مساوي يعني مثلا اگر يك مهندسي كار ندارد و يك كارگري هم كار ندارد و براي هر دو شرايط مساوي احتمال دارد ميگوئيم هر دو يك جور مزد بگيرند، خير ما نگفتيم هر دوي آنها يك جور مزد بگيرند، ما گفتيم دولت بايد براي همه مردم جمهوري اسلامي با شرايط مساوي كار ايجاد بكند يعني كاري نكند كه به تعبير شما مهندسي بتواند زودتر از كارگر كار پيدا كند.
دولت وظيفه دارد طوري شرايط اشتغال را فراهم كند كه كارگر هم بتواند براحتي كار پيدا كند و هر دو از نظر امكان پيدا كردن كار، نه از نظر نوع كار مساوي باشند.
آقاي موسوي تبريزي سؤالي هست؟ موسوي تبريزي ـ پيشنهادي است راجع به كفايت مذاكرات.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب آقاي مهندس دانش راد بفرمائيد.
مهندس دانش راد ـ جنبة مثبت رعايت حقوِ ديگران را آقاي بنيصدر فرمودند ولي جنبة منفيش را چطور حل كنيم زيرا در گذشته انحصار ايجاد ميكردند كه از اين جهت كشور ما مشكلات فراوان داشته، مانند كارخانجات روغن نباتي و كارخانجات لوزام ديگر.
نايب رئيس (بهشتي) ـ هر نظمي همينطور است اگر خوب اجرا كنند سود دارد و اگر همان نظم را بد اجرا نمايند عاقبتش ضرر و زيان است.
هميشه اين خاصيت نظم است.
دانش راد ـ معمولا هميشه آن نظم، بدش ميچربد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اميدوارم اينطور نباشد، آقاي بني صدر بفرمائيد.
بني صدر ـ بلي حقوِ جامعه هميشه مقدم است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي طاهري اصفهاني سؤالي هست؟ طاهري اصفهاني ـ بنده سؤالم اين است كه آيا منظور نويسندگان اين متن اين است كه در پيش نويسهاي قبلي عبارت «مخالف حقوِ ديگران» را ننوشتهاند؟ حالا شما آنرا بخوانيد و با هم مقايسه كنيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يعني ميفرمائيد نخوانده تهيه كرديم؟ طاهري اصفهاني ـ ميخواهم بدانم چرا اين بر آن مقدم است آيا منظورتان از «مخالف حقوِ ديگران» همان مثالي است كه دربارة نانوايي زديد؟ اين مسأله انحصارطلبي ميشود كه به اثبات آقاي خامنهاي مخالف اسلام است و اما اگر فقط همينطور جلو نفع ديگري يا جلو در آمد زياد ديگري را ميگيرد كه اشكالي ندارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي اشراقي سؤالتان را بفرمائيد.
اشراقي ـ از سوالم صرفنظر كردم چون مطلب بنده هم همان بود كه آقاي طاهري فرمودند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي تبريزي سؤالي داريد؟ موسوي تبريزي ـ شما فقط يك مثال زديد، در شرع از اين مثالها زياد داريم مثلا كسي كه ميآيد در بازار زرگرها آهنگري درست ميكند اين شرعاً جايز نيست.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب سؤالات تمام شد، اصل را يك بار ميخوانم: اصل 32 (اصل بيست و هشتم) ـ هر كسي حق دارد شغلي را كه بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عمومي و حقوِ ديگران نيست برگزيند.
دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون براي همه افراد امكان اشتغال بكار و شرايط مساوي را براي احراز مشاغل ايجاد نمايد.
لطفاً گلدانها را براي اخذ رأي ببريد.
(اخذ رأي بعمل آمد و نتيجة آن به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) ـ عدة حاضر در جلسه در موقع رأيگيري شصت و سه نفر، شمارة آراء شصت و سه رأي، موافق پنجاه و هشت نفر، مخالف يك نفر، ممتنع چهار نفر، بنابراين تصويب شد.
تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند)
5ـ پايان جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ عنايت بفرمائيد ما براي اينكه فردا بتوانيم روي اين اصول بيشتر تبادل نظر بكنيم فردا صبح جلسه فوِ العاده نخواهيم داشت و بجايش جلسة مشترك گروهها خواهد بود.
(جلسه ساعت هجده و ده دقيقه پايان يافت) نايب رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۳ ساعت 18:38 توسط خودکار کم رنگ
|